تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
امتياز انتفاخ ملتحمه از رمد نزد متاخرين وجهى نداشت . و اين علت ، به‌حسب نوع سبب بر چهار نوع بيان كرده مىشود : يكى ، آنكه سببش ريح بوده . علامت وى ، آن است كه ناگاه پديد آيد و هيچ گرانى نكند . و اندر گوشهء چشم كه جانب بينى است سوزشى مانند آنكه از گزيدن پشه يا مگس مىشود ظاهر گردد . و خالى از حرقت قليل و خارش اندك نباشد . و رنگ آن همچون آماس بلغمى باشد . و بيشترى اندر تابستان و به جوانان و مشايخ افتد . علاج : تا روز دوم و سوّم ، صواب آن است كه دست به علاج نبرند ؛ بهر آنكه مادهء ريح زود تحليل پذيرد خودبه‌خود . و اگر اين مدت تحليل نيابد ، تلطيف تدبير كنند و به آب گرم چشم را بشويند . و آنجا كه تسكين لذع و حكّه مطلوب باشد و هنوز ابتدا بود ، شياف ابيض كه در وى افيون نباشد و ذرور اصفر استعمال بايد نمود . [ و ] بهر ردع ماده ، صبر و شياف ماميثا و اكليل الملك و صندل و فوفل و مانند آن بر پشت چشم طلا كنند . و در آخر امر ، ذرور اصفر صغير با [ شياف ] احمر لين مركب ساخته [ و ] در چشم استعمال نمايند . و صبر و حضض و زعفران در آب عنب الثعلب حل كرده [ و ] طلا سازند . و اغذيهء مجفف تناول نمايند . و منفخات بگذارند [ يعنى نخورند ] . و هر شب اگر احتياج افتد اطريفل به كار برند . دوم ، آنكه سببش بلغم بود . و علامت وى آن است كه گرانى كند و نسبت به ريحى سردتر باشد . و چون بر آن غمر كنند ، اثر غمر تا زمانى طويل بدارد و به سرعت راجع نشود . علاج : بهر تنقيهء بلغم ، ايارج دهند و به سكنجبين و آب گرم غرغره كنند ، يا به ميفختج و فلوس خيارشنبر ، يا به طبيخ باديان . و پس از تنقيه ، نخستين احمر لين در چشم كشد و بعد از آن ، ذرور اصفر و شياف احمر حادّ « 1 » باهم مركب ساخته استعمال كنند . سوّم ، آنكه سببش رطوبت مائى بود . و علامت وى آن است كه درد و ضربان و خارش هيچ نباشد . و رنگ انتفاخ هم‌رنگ بدن بود . و چون بر آن غمر كنند ، به مجرد مفارقت غامر بر وضع خود بازآيد و به اثر غمر منفعل نماند .
هامش
( 1 ) . صفت شياف احمر حاد : شادنج و زاج سوخته ، از اين دو يك درم ؛ روسختج ، زعفران و فلفل ، هريك از اين سه دارو نيم درم ، كوفته و بيخته به آب سداب شياف سازند .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 213 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى