تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
در اين نوع ، علاج به لقط [ يعنى چيدن آن با ابزار جرّاحى ] نتوان كرد ؛ بهر آنكه رگ‌هاى مذكور كه در باطن ملتحمه‌اند ، تعلق آنها به صنّاره غير ممكن است . نوع دوم : در سبل يابس : و علامت وى ، آن است كه به جز غشاى سبل چيزى ديگر از سيلان دموع و ترطيب اجفان ظاهر نباشد . و وجه يبوست در اين نوع ، غلظت ماده است نه ذهاب رطوبت . علاج : بهر تنقيهء دماغ كه منبع اين علت است رگ قيفال زنند و به ايارج و مانند آن طبع را ملايم كنند . و پس از تنقيه ، بهر تلطيف ماده ، استحمام بر شكم تهى لازم دارند . و أكحال حار جلاء [ دهنده ] چون باسليقون و مانند آن در چشم كشند به شرطى كه مانعى نباشد . و در استعمال كحل ، رقت و غلظت ملاحظه بايد داشت ؛ مثلا اگر سبل رقيق بود ، شياف دينارگون ، « 1 » آن [ رقت ] را بردارد و قوىتر از وى به كار نبرند . و قس على هذا . و چون سبل يابس بود ، قبل از اكتحال و بعد از وى نيز به حمام روند . و ديگر تدابير كه بهر تليين ظفره گفته شد به كار برند تا غلظت ماده به رخوت مبدل شود و قبول اثر دوا به سرعت نمايد . و آنجا كه با سبل رمد گرم پديد آيد ، هيچ داروى سرد استعمال ننمايند بر چشم و بر استفراغ و جذب ماده قناعت ورزند . و زردهء بيضه مرغ بر پشت چشم نهند . و ذرور اغبر بكشند . و اگرچه رمد به غايت شديد الحرارت بود ، شياف ابيض و ملكايا زنهار نشايد كشيد و اقتصار بر شادنهء عدسى مغسول بايد كرد . و تا كه رمد زايل نشود ، ادويهء حادّ نيز دور بايد داشت و چيزى كه به سبل و رمد حار هر دو مفيد بود باشد ، به كار بايد بست ؛ چون شياف سماق « 2 » . [ 357 ] فايده : طعام‌هاى بخارانگيز چون باقلا و سير و پياز و عدس و گندنا و غذاهاى سرد و غليظ چون ماهى و گوشت گاو در ساير اقسام سبل ممنوع است . و شير و هرچه از وى سازند و شيرينى ، زيان‌كار است . و گرد و دود و بسيار گفتن و بانگ زدن و به فروغ آتش نگريستن ، ناسودمند . و طريق صواب آن است كه بالين خداوند اين علت بلند دارند و از بر
هامش
( 1 ) . صفت شياف دنيارجون كه سبل رقيق را بردارد : عروق يعنى زردچوبه ، شادنج مغسول و صبر و شياف ماميثا ، هر چهار مساوى بسايند و شياف كنند . ( 2 ) . صفت شياف سماق كه سبل و رمد را سود دهد : بگيرند سماق چندان‌كه خواهند و اندر آب صافى تر كنند و ترشى او بستانند و صافى كنند و در آفتاب گذارند به نهجى [ يعنى به‌گونه‌اى ] كه گرد و غبار نرسد تا كه غليظ شود و شياف توان ساخت . پس شياف سازند و به كار برند .