تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
[ 359 ] فايده : صنانير ، جمع صنّاره است . و صنّاره ، آلتى آهنى است بر شكل مغزل كه سرش معوج باشد ، مانند آلتى كه از وى ماهى صيد مىكنند . و مغزل به ضم ميم يا به كسر آن ، دوك ريسمان ريسيدن را گويند . [ 360 ] نوعى است از سبل كه در اكثر امر عقب رمد گرم لاحق مىشود به واسطه آنكه در معالجهء رمد افراط كنند به استعمال مبردات و بدان سبب ، خون ، غليظ گردد و جلد ، كثيف و مسامّ ، بسته شوند و ماده از تحليل بازماند و بالضرور ، حجم وى به [ سبب ] تخلخل بيفزايد و رگ‌ها منتفخ گردند . و علامتش آن است كه ملتحمه ، سرخ باشد به غير تورم . و بر سطح وى رگ‌هاى سرخ ممتلى ظاهر گردند . و اكم [ يعنى ورم ] دايم باشد و اشك بپالايد . علاج : فصد كنند و طبع را ملايم سازند . پس اگر حدّت بيشتر از غلظ بود ، شياف ابيض به كار برند و الّا ناچار است از استعمال چيزى كه غليظ را لطيف كند و ماده را مستفرغ سازند ؛ چون احمر لين و روشنائى و ذرور رمادى « 1 » . و كسى را كه باد [ او را ] رنجه دارد ، شياف اسود « 2 » كه شياف بيزج گويند ، سودمند است . و رگ پيشانى و رگ گوشه چشم زدن ، به غايت مفيد . [ 361 ]

قسم پنجم : در انتفاخ ملتحمه

انتفاخ ، لفظ تازى است [ كه ] پارسى او برميده شدن و آماسيدن است . و « ماتن اسباب و علامات » ، در اين مبحث مىنويسند كه : « الانتفاخ ، ورم باردة يعرض للعين مع حكّة فى الأكثر « 3 » » . و تحقيق ، آن است كه : اطلاق ورم بر انتفاخ ، بر سبيل مجاز است و الّا نه [ يعنى انتفاخ حقيقتا ورم نيست ] ؛ [ زيرا ] در ورم و انتفاخ فرق معين كرده‌اند و اگرنه چنان بودى ،
هامش
( 1 ) . صفت [ ذرور رمادى ] : بگيرند ماميران چينى ، يك درم ؛ توتياى كرمانى پرورده ، شيح سوختهء پرورده ، توبال مس شسته ، سرمهء اصفهانى پرورده ، هريك از اين چهار ، دو درم [ و ] همه را كوفته و بيخته به كار برند [ كه ] سبل و جرب و دمعه را سود دارد . ( 2 ) . صفت شياف اسود كه باد سبل را سود دهد : بگيرند اقاقيا مغسول و صمغ عربى ، هريك از اين دو هشت درم ؛ مس سوخته ، پنج درم ؛ مرّ و افيون ، هريك از اين دو يك درم و نيم ، كوفته و بيخته به آب بسرشند و شياف سازند . ( 3 ) . ترجمه : « سمرقندى مىگويد : انتفاخ ، ورمى بارد است كه بر چشم عارض مىشود و غالبا با خارش همراه است » . م .