برون زده است . و در اين موضع كه مبداء اين ظفره آن است ، ظاهر شده [ و ] لهذا گفتهاند كه : در اين نوع ، متعرض به حديد نشوند ؛ زيرا كه صلبيه منقطع خواهد شد و قطع صلبيه پيدا مىكند كزاز . « و لا يخفى أنّ الكزاز من الأمراض الحادة التى ينقضى فى الرابع بالبرء أو بالهلاك » « 1 » .
[ 356 ]
قسم چهارم : در سبل
« 2 » اين ، علتى است كه رگهاى چشم سرخ و ممتلى گردد از خون غليظ و بخارات كثيفه و اندر چشم خارش پديد آيد . و اين مرض ، به اعتبار محل وقوع بر دوگونه است :
يكى ، آنكه ماده در رگهاى باطن ملتحمه پديد آيد و بدان سبب رگهاى مذكور منتفخ و ممتلى و سرخ گردند و بر ظاهر قرنيه غشايى همچون ابر سرخفام پديد آيد . و از آنكه رگهاى مذكور از داخل قحف روئيده است ، در اين نوع در دماغ حرقت و ضربان پيدا مىآيد و عطاس رنجه مىدارد و قعر چشم درد مىكند .
دوم ، آنكه او در رگهاى ظاهر ملتحمه كه از خارج قحف ناشى شده است حاصل شود و بدان سبب رگهاى سرخ و ممتلى و برخواسته نمايد . و باشد كه بر ظاهر طبقهء قرنيه غشايى چون دود پديد آيد . و در اين نوع ، از آنكه رگهاى مخزن ماده از خارج قحف روئيده است ، هر دو رخسار سرخ مىشود و اندر هر دو ابرو حرارت و درد لازم مىباشد و صدغين ضربان مىكنند به شدت و هرگاه پلك [ را ] فرو سوى خويش كشند [ يعنى ببندند ] ، چنان نمايد كه رگهاى سبل از روى ملتحمه برمىخيزد .
در هر دوگونه ، خداوند علت به سوى آفتاب و چراغ نتواند ديد .
بايد دانست : از آنكه سبل بهحسب اختلاف سبب و اختلافات علامات بر سه وجه است ، در قسمت ثانوى [ بحث ] ، به سه نوع بيان كرده مىآيد :
نوع اول : در سبل رطب : و نشان وى آن است كه اشك همى پالايد و پلك ، به غايت مرطوب باشد . و از آنكه مادهء اين نوع بيشتر در رگهاى باطنه مىبود چنانچه در قسمت نخستين گفته آمديم ضربان قعرعيون و تواتر عطسه از لوازم اين است .
هامش
( 1 ) . ترجمه : « مخفى نماند كه بيمارى كزاز ، از امراض حادّه است كه پس از چهار روز يا به بهبودى منتهى مىشود و يا هلاكت مىآورد » . م .
( 2 ) . قاموس القانون :. Vascular keratitis ; pannu . s