تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
و شير تازه در بينى كشند . و لعاب بهدانه و مانند آن در چشم چكانند . و بابونه و بنفشه و تخم كتان با روغن نيلوفر يار [ يعنى مخلوط ] كرده [ و ] بر چشم ضماد سازند . و « شياف دينارجون » « 1 » تكحّل فرمايند . و پيش از ترطيب خلط ، اجتناب از استفراغات و محلّلات لازم دانند ؛ كه تنقيهء قبل از ترطيب ، مزيد خشكى و غلظت ماده است . نوع پنجم : در رمد ريحى : و علامتش آن است كه چشم متمدد بود و گرانى و اشك چيزى نباشد . و گاه باشد كه به سبب وجع ، سرخى پديد آيد . علاج : طبيخ بابونه اكليل و مرزنجوش بر چشم ريزند . و سبوس و جاورس تكميد سازند . و استحمامات محلّله به كار برند . [ 352 ] [ تبصره ] : بايد دانست گاه باشد كه ملتحمه از اسباب باديه چون ملاقات دخان و گرمى آفتاب و نگريستن به سوى چيزهاى سخت روشن و مانند آن ، حرارت كسب كند و مرمود نمايد . و اين علت ، نوعى است از رمد مجازى و تكدّر نيز گويند . و از شيوه اين است كه در اكثر امر بىآنكه دست به علاج كنند ، خودبه‌خود در سه چهار روز زايل مىگردد چون سبب منقطع شده باشد ؛ لهذا گفته‌اند كه در علاج وى سرعت نورزند تا كه خود زايل شود [ و ] مشغول به دوا نگردند كه تدبير وى قطع سبب است و بس . و چون قطع سبب كفايت نكند ، روى به علاج آرند . علامت اين مرض ، وجود يا تقدم سبب است و سرخى اندك و حرقت قليل در چشم ظاهر بودن و اشك آمدن . علاج : اگر در سه چهار روز زايل نشود و حال آنكه سبب منقطع شده باشد ، بايد كه فصد كنند . و بهر اسهال ، هليله و آلو بجوشانند و طبيخ وى بستانند و خيارشنبر و ترنجبين در آن حل كرده بنوشند و شياف ابيض در چشم اندازند . [ 353 ] فايده : رمد كه به واسطهء ادامت نظر كردن بر ثلج يعنى برف واقع شود ، بمعه [ يعنى همراه ] اسباب و علاج ، در فصل غمور خواهم گفت . بدان كه رمدى كه در وى خوف التصاق اجفان باشد ، پس از تنقيه و تبديل ، شياف ابيض و اياره و ذرور ابيض كه انزروت وى در شير دختران تربيت كرده باشند در چشم
هامش
( 1 ) . صفت شياف دينارجون : اسفيداج و اقليميا ، هريك ده درم ؛ افيون ، يك درم ؛ كتيرا ، يك درم و نيم ؛ نشا ، يك درم ، و جمله را بكوبند و شياف سازند .