تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
[ 350 ]

قسم نخستين : در رمد

« 1 » آن ، عبارت است از تورّم ملتحمه و رمد حقيقى همين است ؛ زيرا كه گاه باشد كه لفظ رمد از روى مجاز اطلاق كنند بر سرخى بلا ورم كه عارض شود چشم را به سبب غبار و دخان و گرمى آفتاب و مانند آن . و بايد دانست كه « شيخ » رحمه اللّه و تابعين او برآنند كه ورم ملتحمه گرم بود يا سرد ، آن را رمد گويند ؛ بخلاف قدما كه اين لفظ را به ورم گرم اين طبقه مخصوص داشته‌اند و بر ورم سرد اين طبقه لفظ مكدر اطلاق مىكردند . و اين ، مصطلح اطبا است اما به اعتبار لغت ، هر دردى كه به چشم رسد اطلاق رمد بر آن كرده‌اند و اين مرض ، به اسم لازم مسمى است ؛ كما يقال رمد الرجل ؛ اذا هاجت عينه « 2 » . رمد را به‌حسب سبب كه از خون باشد يا صفرا يا از بلغم يا از سودا يا از ريح - به پنج نوع بيان كنم : نوع اول : در رمد دموى : و علامتش آن است كه چشم متورم و سرخ و منتفخ و متمدد بود . و چرك بسيار آيد . و رگ‌ها ممتلى باشند . و در صدغين ، ضربان پيدا بود . و ساير علامات خون بر آن گواهى دهد . علاج : نخستين ، فصد بكنند از هر جانبى كه رمد بود . و اگر از فصد مانعى بود ، بر « نقره » حجامت نمايند . و پس از اخراج خون ، به طبيخ هليله و آلو و شاهتره و تمر هندى طبع را ملايم سازند . بعد از تنقيه ، شياف ابيض در سپيدى بيضه يا در لعاب حلبه يا در شير دختر حل كرده [ و ] در چشم كشند ، اما شياف را با آب به كار نبرند ؛ بهر آنكه همچنان‌كه استعمال شياف مذكور و ساير مغريات قبل از تنقيه بدن و سر منهىّ است ؛ زيرا كه گاه باشد كه مودى شود از شدت امتداد به نتوّ و انشقاق و تاكّل ؛ كما قال « صاحب الذخيره » : « طبيبى كه در رمد قبل از استفراغ ادويه موضعيه استعمال نمايد ، خيانتى عظيم كرده باشد » . همچنان در ابتداء رمد آب به چشم رسانيدن نيز ممنوع است ؛ زيرا كه ماده را خام مىدارد و حجب چشم را كثيف مىسازد و مضر عصب است و ديگر ، ضرر بسيار دارد . و ايضا بعد از تنقيه ،
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Oph . thalmia ; conjunctivitis( 2 ) . ترجمه : « همانطور كه در لغت وقتى كه چشم كسى درد بگيرند تعبير رمد براى او به كار مىبرند ، اينجا هم به جهت اينكه درد از لوازم رمد است به آن رمد مىگويند » . م .