كه رمد شديد واقع شود و فضلهء وى تحليلناپذيرفته مستحيل گردد به ريم و در اينجا بايستد . سوّم ، آنكه صداع شديد حادث گردد ، پس طبيعت [ هم ] فضله [ را ] به اين جانب فرستد و آن در اين جايگاه ساكن شود و ريم گردد و شكل اين ريم ، مشابه به شكل ظفره مىنمايد . و حال وى مختلف است : بعضى چنان باشد كه موضعى قليل از قرنيه درگيرد . و بعضى چنان باشد كه موضعى كثير از قرنيه درگيرد . و به حدى باشد كه همهء سياهى چشم را مشتمل شود . و هى اردء [ يعنى بدتر است ] .
علاج : هرچه نضج و تحليل به اعتدال كند به كار برند ؛ مثلا ذرور اصفر « 1 » در شير دختر يا در آب حلبه يا در لعاب تخم كتان مخلوط ساخته [ و ] در چشم كشند و به آب حلبه و اكليل ساعتا بعد ساعة نيمگرم تكميد چشم كنند . و در نشف و تحليل مدّه ، مرقشيشاى فضه و اقليمياى فضه باريك ساخته در چشم پر كردن نظير ندارد . [ و ] بدان كه هرگاه از اين تدبير ريم تحليل نيابد ، به دستكارى « 2 » متوجه گردند .
هامش
( 1 ) . صفت ذرور اصفر : بگيرند انزورت مربّى ، ده درم ؛ صبر و زعفران و حضض ، از هريك دو درم ؛ مرّ ، يك درم ، كوفته ، به حرير بيخته ، در لبن و غير آن كه گفته شد استعمال كنند .
( 2 ) . طريقش آن است كه قرنيه را از طرف اكليل به مبضعى كه بدين كار مخصوص است بشكافند .
و بايد كه شقّ عميق نكنند تا آسيب نرسد . پس در اين شقّ مهت درآورده [ و ] مدّه را بيرون آورند . و بعد از آن ، به علاج قروح چشم رجوع نمايند ؛ اما تا حاجتى قوى نباشد و آن ريم [ هم ] منع ابصار نكند ، دست از دستكارى كشيده دارند .