تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
[ 348 ]

فصل [ دهم ] : در أعلال طبقهء ملتحمه

اين ، حجابى است غضروفى ، صلب ، مشفّ ، غليظ الجرم [ و ] مختلط به عضلات كه مقله را متحرك مىدارند . و طبقهء مذكوره به گوشت سپيد چرب ممتلى است و از شاخه‌هاى غشاى صلب كه بالاى قحف و زير پوست سر واقع است ناشى شده است . و اندر پيش چشم سطبر گشته اجزاء چشم را پوشيده ، مگر قرنيه را كه گرداگرد وى استوار شده است و التحام پذيرفته [ و ] لهذا ملتحمه گويند . [ 349 ] فايده : آنچه از منشأيت اين طبقه از غشاء صلب فوق القحف گفته شد ، برطبق قول « بقراط » است و « رازى » گفته كه لهذا چون ورم ملتحمه به شدت باشد متجاوز مىگردد گرداگرد چشم حتى كه به رخساره مىرسد امّا « ارجيجانس » و « روفس » برآنند كه از غشاء صلب كه داخل قحف است ناشى شده است به استدلال آنكه رمد شديد متادّى مىگردد به تغير ذهن ، « و هذا ليس بشىء لأنّ ألم الغشاء الخارجى أيضا يغيّر الذهن و ساير الحواس لمجاورته الدماغ ؛ كما يشاهد فى الصّداع الحادث عن الضربة » « 1 » . و بعضى اين را از طبقات نمىشمرند ، مع شبكيه و عنكبوتيه . و طبقات نزد اينها چهار است . بيمارىها كه در اين طبقه افتد چهارده است ؛ بعضى مختص و اكثر ، غير مختص . نه قسم خود در همين فصل بيان كرده مىآيد ؛ چون رمد و طرفه و ظفره و سبل و انتفاخ و جسا و حكّه و ودقه و توثه و ما بقى ، خويش به فصل علىحده ذكر خواهد يافت . و در اين مبحث به جهت سهولت حصول مطالب ، تبعيت مصنف [ يعنى شارح اسباب ] پسند نيفتاد با آنكه سر مويى از مقصود فروگذاشت نيافته .
هامش
( 1 ) . ترجمه : « استدلال ارجيجانس و روفس ، ارزش ندارد ؛ زيرا در درد غشاى خارجى قحف هم اختلال ذهن و ساير حواس را به خاطر مجاورتشان با مغز در صداع حادث از ضربه مشاهده مىشود » . م .