[ 341 ] قسم سوّم : در شقاق كه در قرنيه افتد ، به نوعى كه هر چهار تو شكافته گردد و از تحت وى عنبيه ، سر برون آرد . و اين علت ، مسمى است به « مورسرج » و بيان آن ، به فصل علىحده خواهد آمد .
[ 342 ] قسم چهارم : در شقاق كه در قرنيه افتد به نهجى [ يعنى بهگونهاى ] كه قشر ظاهرى بشكافد و بس و باقى توهاى وى برون آيند و عنبيه به حال خود باشد . و علامتش ظاهر است . و تدبيرش همان كه در « مورسرج » گفته آيد .
[ 343 ] قسم پنجم و ششم : و آن ، وقوع قرحه و بياض است در اين طبقه [ كه ] به فصل مستقله گفته آيد .
[ 344 ] قسم هفتم در سرطان قرنيه يعنى ورم صلب كه به سبب سوداى صفراوى در اين طبقه افتد . و علامت اين ، آن است كه وجع به شدت بود و در رگهاى چشم تمدد پديد آيد و رنگ ورم ، سرخ مايل به سياهى و كمودت نمايد و نخس شديد كه تا صدغين منتهى شود پيدا باشد خاصه هنگام حركت شديد متعبه . و ايضا ، درد سر ، رنجه دارد و آرزوى طعام نشود . اگرچه اين مرض علاجپذير نيست ، اما از تدبيرى كه مسكن الم و موقف مرض بود دست بازندارند تا آفات عظيم پيدا نشود . و تدبير ، آن است كه فصد كنند و بهقدر قوت خون برآرند و طبع را به ماء الجبن و سكنجبين افتيمونى نرم دارند . و هرگاه ماده شورش كند و درد غلبه نمايد ، شياف ابيض با سپيدى بيضه آميخته در چشم ريزند . و برگ خطمى و برگ خبازى و عنب الثعلب [ را ] كوفته با روغن بنفشه ممزوج ساخته ضماد كنند . و هيچگاه ادويهء حادّه به كار نبرند ؛ كما قال « الشارح » فى هذا المبحث : « و ايّاك و استعمال الأدوية الحارّة فإنّها تنتثر وجعا لا يطاق « 1 » » .
[ 345 ] قسم هشتم : در بثور : بدان كه گاه باشد كه در قشور اربعهء اين طبقه ، مادهء بثره گرد آيد ، پس سطح ظاهرى [ را ] متبثّر نمايد و احوال اين بثور بهحسب ردائت و كميت ماده و موضع حصول آن ، مختلف مىباشد از روى لون و وجع و قوام و ساير اعراض ؛ مثلا اگر ماده اندك بود و شيرين ، وجع كمتر مىباشد . و اگر ماده بيشتر و رقيق و حادّ بود ، وجع به شدت مىباشد و خطر بيشتر . اما اختلاف در موضع حصول ، چنان است كه بثره كه در زير
هامش
( 1 ) . ترجمه : « نفيس بن عوض در اين مبحث مىگويد : مبادا كه ادويهء حاره را به كار برى ؛ زيرا دردى شديد ايجاد مىكند » . م .