تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
[ 338 ]

فصل [ نهم ] : در أعلال طبقهء قرنيه

آن ، طبقه‌ايست صلب و شفاف ، مانند شاخ سپيد كه به غايت باريك و تنگ مىباشد و لهذا قرنيه گويند . و طبقهء مذكور ، از اطراف صلبيه ناشى شده است و بر طبقات و رطوبات كه ما تحت اوست وقايه [ يعنى پسر گشته بهر محافظت . و از آن است كه او سبحانه تعالى او را چارتو آفريده است همچون طبقات شاخ ؛ بهر آنكه اگر يك تو را آفت رسد ، به سلامت توهاى ديگر ، اجزاى چشم كه تحت اوست محفوظ ماند . و مىتواند كه تسميهء وى به قرنيه بدين تشبيه باشد ؛ يعنى چنانچه [ يك ] شاخ طبقات و توها دارد ، و اين طبقه نيز ذى طبقات است . و اجزاء قرنيه كه محاذى حدقه است ، سخت‌ترين اجزاء وى است بهر اتمام محافظت ؛ زيرا كه از اين جايگاه [ است كه ] قرنيه با ملتحمه پيوسته است و بالاى خود چيزى ديگر ندارد و در رسيدن آفات خارجى پناه وى باشد . و مثال اين طبقه با رطوبات جليديه ، همچون مثال آبگينهء قنديل [ يعنى شيشهء روى چراغ ] است نسبت به روشنائى سراج ؛ يعنى باوجود آنكه آفات خارجى را بازمىدارد ، امّا در بروز نور هيچ منع نمىكند از شفافيت خود . و بعضى ، اين طبقه را نيز علىحده نمىشمرند [ بلكه ] چون عنبيه و شبكيه و عنكبوتيه و ملتحمه [ اين ] را [ هم ] از اجزاء صلبيه محسوب مىدارند و همگى طبقات چشم [ را ] دو عدد به تعداد مىآرند . امراضى كه مختص به اين طبقه است ، بر نه قسم است : خشونت ، نتوّ ، شقاق ، قرحه ، بياض ، سرطان ، بثره ، كمون و مدّه . و شقاق ، بر دو قسم است و اين هر هشت قسم را به قسم علىحده بيان كنم : [ 339 ] قسم اوّل : در خشونت و درشتى كه به قرنيه عارض شود و اين را سه سبب است : يكى ، آنكه يبوست و خشكى عارض گردد در اين ، و بدان سبب رطوبتى كه خلل عضو را مملوّ و پر مىدارد و سطح وى را صاف ، منعدم شود ، پس در سطح اختلاف افتد به واسطهء مرتفع و منخفض شدن اجزاء وى . و مضرتش ظاهر است كه بهر رفتن صفا [ و ] صقالت ،