تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
[ 309 ] [ نكته ] : بايد دانست كه ورم مذكور اگر به كودكان عارض شود ، « وردينج » گويند و اگر به بزرگان لاحق گردد ، « ينع » خوانند . و اين ، به كودكان بسيار افتد . [ 310 ] فايده : تورم سپيدى چشم ، نشان بودن ماده است در ملتحمه . و انتفاخ اجفان و انقلاب وى به سوى خارج ، نشان بودن ماده است در اجفان . و انتفاخ اجفان ، گاهى بدان حد مىرسد كه پلك برهم نتوان زد و چشم نتوان ديد . و گاه باشد كه پلك اندرون بطرقد و خون بسيار ازو برآيد . و گاه باشد كه بثور در پلك پديد آيد آنجا كه ماده گرم بود . علاج : فصد قيفال كنند . و اگر لازم بود در عقب سر يا بر هر دو كتف حجامت نمايند . و بعد [ از ] اخراج خون ، اگر مانعى نباشد طبع را به مطبوخ هليله و تمر هندى و ترنجبين نرم سازند . و استفراغ به دفعات بايد كرد جهت حفظ قوت . و تقليل غذا فرمايند به غايت . و از اوّل روز تا روز سوّم بلكه چهارم ، شير دختران فقط در چشم چكانند . و پوست بيرونى پسته و عدس و حضض و شحم انار با پوست انار و برگ كاسنى يا تخم او ، تنها يا مجموع ، كوفته [ و ] به روغن گل سرشته بر چشم گذارند . و بعد [ از ] سوّم يا چهارم روز ، شيافى كه از « ذرور ملكايا » « 1 » ساخته باشند در شير تازه يا در لعاب اسپغول يا بهدانه حل ساخته [ و ] بر پشت پلك نهند . و پس از يك هفته ، « ذرور اصفر صغير » و « شياف احمرلين » و « ذرور نيمانيم « 2 » » به كار برند . و چون به انحطاط افتد ، « [ ذرور ] اصفر كبير » استعمال كنند . و آن را كه پلك ريش شود و چشم گشادن متعذر باشد و اين تدابير سود ندهد ، ذرور اغبر به عمل آرند . و ذرور ، جز بر پلك نبايد پاشيد ، يعنى به حدقه نرسانند . و آنجا كه در آخر علت پلك بخارد ، پلك را بگردانند و به شياف آهسته بخارند . نوعى است از وردينج كه نادر افتد . و وى ، آن است كه آدمى در چشم خشكى يابد و ضربان شديد كه بىطاقت كند . و مع ذلك ، سرخى و آماس هيچ نباشد و ليكن پوست سر او چنان نمايد كه سوخته است . علاج : در ترطيب مزاج بدن و چشم كوشند و ابخره را از دماغ بازدارند .
هامش
( 1 ) . صفت ذرور ملكايا : انزروت به شير خر پرورده ، نشاسته ، صمغ عربى و نبات ، هر چهار برابر كوفته ، به حرير بيخته ، به كار برند . ديگر قوىتر از اول : انزروت مدبّر ، ده درم ؛ نبات ، سه درم ؛ نشاسته ، يك درم ؛ كف دريا ، نيم درم . ( 2 ) . ذرور نيمانيم ، آن است كه ذرور ملكايا و اصفر صغير مساوى به هم آميزند .