است . و اگر مادى بود ، الم لازم وى باشد و شدت و خفت الم بهحسب تمدد ماده است .
علاج : بعد از نضج ، تنقيهء بدن و دماغ كنند به حبوب و ايارجات مناسبه ؛ پس بهر تنقيهء نفس عضو ، غراغر موافقه استعمال نمايند . و مصطكى و راتينج و وج تنها يا با زبيب مركب ساخته ، همى خايند . و از اغذيه ، قلايا و مطنجنات گوشت طيور و مانند آن هرچه ناشف بود اختيار كنند و در مادى - خواه سبب استرخاء خون بود خواه بلغم - نخستين فصد كنند ، بعده [ يعنى پس از آن ] منضجات و مسهلات به كار برند .
[ 300 ] فايده : در دموى ، نفع فصد ظاهر است ؛ اما در بلغمى ، اگر مزاج و قوت و سن و فصل و سال مساعد بود نيز فصد عظيم النفع است ؛ زيرا كه خون مركب اخلاط است [ و لذا ] بلغم نيز برون مىشود در فصد لهذا فصد را استفراغ كلى گويند و حال آنكه مطلوب ، تخفيف بدن است [ و ] از آن است كه « شارح اسباب » مىنويسد كه : « العلماء من الاطباء يأمرون بالفصد فى ابتداء الفالج » « 1 » . و امر به تقديم فصد در اينچنين امراض ، بهر آن است كه به سبب برآمدن خون ، رگها وسعت پذيرند و پس از آنكه تنقيه به دوا كنند ، به سبب وسعت رگها تحريك مواد و استخراج آن به آسانى باشد .
هامش
( 1 ) . ترجمه : « اطباى دانشمند ، بيماران مبتلا به فالج را در ابتدا فصد مىكردند » . م .