[ 293 ]
فصل [ اول ] : در امراض طبقهء صلبيه
[ 294 ] طبقهء مذكور ، از اطراف غشاء صلب دماغ كه به عصبهء مجوفه متصل است ناشى شده است . و بعضى اطبا اين را از طبقههاى نمىشمارند [ بلكه ] از غشاء مىانگارند . بر اين تقدير ، عدد طبقات شش باشد . و از آنكه طبقهء مذكور ، مورد ورم و يبوست و التواء و استرخاست ، اين فصل را به چهار قسم بيان كنم :
[ 295 ]
قسم اوّل : در ورم [ صلبيه ]
عام است كه ورم ، خاص در همان طبقه بود يا به مشاركت ديگر طبقات افتد . و از جمله علامات ورم اين طبقه آن است كه چشم بيرون آمده نمايد و الم در عمق چشم محسوس شود . پس اگر مادهء ورم خون بود ، تمدد و حكّه شاهد وى است . و اگر مادهء ورم بلغم بود ، ثقل و استرخاى پلك شاهد وى است . و مادهء ورم هر خلطى كه باشد ، جحوظ [ يعنى برآمدگى چشم ] و الم از لزوم ورم طبقهء صلبيه است .
علاج : در دموى ، رگ قيفال زنند . و بهر تليين طبع به طبيخ اشياء خفيفه چون بنفشه و نيلوفر و خطمى و عناب و سپستان و شعير نيمكوفته ، روغن كنجد و شكر سرخ يار [ يعنى مخلوط ] كرده [ و ] حقنه كنند . و مطبوخ عناب و سپستان و آلو و نيلوفر و خطمى و گشنيز خشك و ترنجبين آميخته بنوشند و بعد از آنكه ماده از ريزش بازايستد ، و سر از فضول پاك شود ، شياف ابيض « 1 » در طبيخ صافى گشنيز خشك و عنب الثعلب حل كرده در چشم چكانند .
فايده : تا كه ماده از زيرش نايستد ، شياف مذكور به كار نبرند ؛ زيرا كه در اين هنگام ،
هامش
( 1 ) . صفت شياف مذكور كه در اينجا به كار برند : بگيرند نشاسته و صمغ و كتيرا ، از هريك دو درم ؛ اسفيداج ، شش درم ؛ افيون ، ثلث درم ، كوفته ، بيخته با سفيدى بيضه بسرشند و شياف سازند .