استعمال مغرّيات ، موجب آفات است .
در صفراوى ، نخستين طبع را به مطبوخ كه در دموى ذكر يافته ملايم كنند ، پس از آن شعير مقشر و حب سفرجل شيرين غير مقشّر و چشميزج نيمكوفته و قدرى انزروت به نوعى كه گفته آيد بجوشانند و آب صافى آن در چشم كشند .
طريق پختن ادويه مذكور چنان است كه در ظرفى خرد ادويه را بنهند ، و آب شيرين در آن اندازند ، پس بيارند ديگ بزرگ و آن ديگ را پر آب كنند و آن ظرف خرد را در اين ديگ نهند ميان آب به نهجى كه اليق بود [ يعنى ظرف شيشه ، واژگون نشود ] ، پس در زير ديگ آتش افروزند تا كه نيك پخته شود و قوت ادويه بتمامه منفصل گردد به لعاب .
و بايد كه انزروت قليل المقدار باشد زيرا كه بسيارى انزروت ، گاه باشد كه به سبب حدت چشم را سوراخ كند .
از نافعترين چيزها در ورم صلبيهء صفراوى ، آن است كه تخم انار و اطراف كاسنى [ را ] بكوبند و روغن گل آميخته بر چشم ضماد كنند .
در بلغمى ، بعد از نضج و تنقيهء ماده ، روغن مصطكى و مسك و آب زوفا در بينى چكانند و مرو و شونيز بريان و زعفران باريك ساخته و ببويند تا عطسه آيد . و همگى تدابير مذكوره بهر آن است كه رطوبات زايل شوند و دماغ پاك گردد .
[ 296 ] [ نكته ] : بايد دانست گاه باشد كه مادهء علتى كه معروف به « صداع بيضه » [ است ] در حجاب داخلى دماغ كه مسمى است به مانيخس جمع آيد و به سبب اتصال كه فىمابين صلبيه و مانيخس است ، در صلبيه آفت پديد آيد . و نشان وى ، آن است كه با وجود احساس الم در عمق چشم و جحوظ آن ، سرخى در چشم نباشد . و نابودن سرخى ، بهر آن است كه ماده در چشم نيست . و تدبير اين ، از « صداع بيضه » بايد جست .
[ 297 ]
قسم دوم : در يبوست صلبيه
علامتش آن است كه در عمق چشم درد محسوس شود و چنان نمايد كه چشم به بازپس كشيده مىشود .
علاج : بهر ترطيب مزاج بدن و دماغ و چشم ، از اغذيه و اشربه هرچه مرطّب بود اختيار كنند . و شير بز بر سر دوشند و در بينى چكانند . و روغن بنفشه در بينى چكانيدن ،