بايد دانست گاه باشد كه در چشم آماس ظاهر نباشد لكن مادهها پيوسته به چشم همىآيد و منفعت علاج ظاهر نشود . در اين صورت ، واجب است كه تفحص كنند تا ماده از بيرون قحف دماغ مىآيد يا از درون قحف ؛ پس بهحسب آن تدبير كنند ؛ مثلا آنچه از بيرون قحف آيد ، علامتش سرخى چشم و روى است و گرمى سر و پيشانى و پرى رگها سر [ كه در ] علاج ، رگهاى سر بگشايند و شرائين صدغ ببرند و داغ دهند . و اضمدهء مقويه نيز مفيد است . و آنچه از درون قحف آيد ، علامتش دغدغهء بينى و خارش چشم و بينى است و عطسهء بسيار آمدن [ كه در ] علاج [ آن بايد ] دماغ را پاك كنند به فصد و اسهال و به ديگر تدابير منقّيه دماغ . و هرچه در فصل « سبل » گفته شود ، در اينجا مفيد است .
[ 291 ] فايدهء جليله : آنجا كه در رمد ، علاجهاى صواب كرده شود و رمد بر حال خويش بود ، از طريق صواب برنبايد گشت ، بهر آنكه ممكن باشد كه ماده سخت غليظ و عسير باشد و مدتى دراز بايد تا آن ماده لطيف شود و تحليل پذيرد .
[ 292 ] فايده : اندر تدبير محافظت چشم تا درست باشد و دردمند نگردد . و آن ، آن است كه از هرچه مضر بود احتراز كنند و آنچه نافع است استعمال نمايند :
اما اشياى زيانكار چشم ، اين است : ملاقات دود و گرد و باد و هواء گرم و سرد مفرط و بسيار گريستن ، و اندر چيزهاى روشن و درخشان نگريستن و به پشت باز خفتن و اطعمه و اشربهء غليظ بدگوار و هرچه بردارد به سوى دماغ بخار و تيز بود ، چون گندنا و سير و پياز و مانند آن . و قبض طبيعت و گرمابهء بسيار و رگ زدن و حجامت كردن بسيار .
و خفتن يا بيدار بودن بسيار و پيوسته نظر به يك جانب داشتن به نوعى كه چشم برهم نزند . و نمك بسيار خوردن و بر امتلا خفتن و شبانگاه طعام خوردن و جماع مفرط كردن . و هرچه فم معده را برنجاند ، چشم را و تيزى بصر را سخت زيان دارد . و كذلك ، بادروج و شبت و زيتون رسيده ، ناموافق است . و ديدن نقشهاى خرد و خواندن خطهاى باريك نيز مضر است ؛ الّا گاهگاه بر سبيل رياضت باشد مفيد است .
اما آنچه چشم را مفيد است ، آن است كه : سر را در آب شيرين صاف فروبرند ، پس چشم در وى بگشايند . و سرمه و توتيا به آب باديان و آب مرزنگوش پرورده ، اندر كشيدن بصر را تيز كند و چشم را قوت دهد . و برود رمان و آب باديان كه ساده باشد ، كشيدن [ آن در چشم ] ، سودمند است .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص١٦٨