[ 287 ] اما تبديل مزاج ساذج ، به داروها كنند كه ضد مزاج غريب بود ؛ مثلا اگر گرم بود ، آب عنب الثعلب و آب كاسنى و آب كاهو و گلاب و سپيده تخممرغ و مانند آن استعمال نمايند . و اگر سرد بود ، مسك و ماميران و وج و فلفل و مانند آن به كار برند . و اگر تر بود ، علاج وى به توتيا و اقليميا و مانند آن كنند . و اگر خشك بود ، تدبير وى آن است كه به شير و مغز بادام سوده و سپيدهء تخم مرغ و لعاب اسپغول و مانند آن نمايند . و در اغذيه و اشربه نيز بهحسب هر سبب ، همين رعايت [ را ] مرعى دارند .
[ 288 ] فايده : بدان كه استفراغ مادهء چشم به هفت وجه توان كرد :
يكى ، آنكه طعام و شراب كمتر و سبكتر و ستوده دهند و از اشياى بدگوار و بخارانگيز پرهيزند .
دوم ، آنكه اگر تن ممتلى باشد ، نخست تن را از خلط بد پاك كنند .
سوّم ، آنكه دماغ را به ادويهء منقّيه دماغ پاك نمايند . و حجامت كردن در رگ قيفال و رگها كه اندر سر است گشادن ، اندر اين باب مفيد است .
چهارم ، آنكه ماده را از بينى فروكشند به عطسه آوردن تا از چشم بازگردد به هر آنكه نزديكترين راه اين است . و بدان كه اگرچه استعمال عطوسات در تنقيه چشم اثر تمام دارد ، اما تا نخست تن پاك نكنند و تا ماده قرار نگيرد ، بدين علاج مشغول نبايد شد كه مضر است .
پنجم ، آنكه رگ گوشهء چشم بگشايند .
ششم ، آنكه به چيزهاى مدمّع يعنى اشكآور ماده را از چشم فروپالايند . و در استعمال مدمّعات و فصد رگ چشم نيز تقدم تنقيه مشروط است تا از ضرر ايمن باشد و آنجا كه بدن پاك است ، هيچ ضرر ندارد .
هفتم ، آنكه اگر ماده از عضوى به چشم همىآيد ، آن عضو را از آن ماده پاك كنند و [ به ] تدبير آن عضو مشغول گردند .
[ 289 ] علاج تفرق الاتصال ، به داروها كنند كه ترى كمتر كند و خشكى صعب بيفزايد و سوزاننده نباشد ، چون سرمه و زعفران و توتيا و اسفيداج و شادنج عدسى و صبر و مانند آن ؛ بهر آنكه هر داروئى كه مزاج [ او به مزاج ] چشم سخت مانند است [ يعنى خيلى شبيه است ] ، چشم را زيان دارد . و هرچه اندكى مخالف اوست و از اين نوع است [ برخى ادويه ] كه ياد [ در آينده ] كرده آيد سود دارد ؛ زيراكه مزاج چشم ، گرم و تر است [ و ] بدين سبب
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص١٦٦