تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
[ 284 ]

باب [ دوم ] : اندر امراض چشم

بايد دانست كه چشم از اعضاى شريفه است و در وى اعصاب و شرائين و أورده متفرق شده و آن ، مركب است به هفت طبقه و سه رطوبات ؛ چنان‌چه هر واحد به‌حسب ترتيب مع التشريح به فصل علىحده بيان كرده شود . [ 285 ] فايده : مزاج خاصهء چشم ، گرم و تر است و آنچه نه چنين باشد ، مزاج خاصه نبود . امّا نشان گرمى مزاج چشم ، آن است كه سريع الحركت بود و رگ‌هاى وى ظاهر باشد و رنگ وى به سرخى گرايد و ملمس گرم نمايد . و نشان سردى ، همه بر خلاف اين باشد . و نشان ترى ، آن است كه رمص بسيار كند و اشك بسيار آيد و بزرگ باشد . و نشان چشم خشك ، آن است كه كوچك باشد و اشك و رمص نبوده و دور [ او ] فرورفته باشد و [ در ] ملمس ، صلب نمايد . بايد دانست كه گرمى و ترى چشم ازرق ، كمتر از گرمى و ترى ديگر رنگ‌ها است . گرمى و ترى چشم سياه ، فزون از همهء لون‌ها [ است ] و لهذا نزول الماء در سياه چشم بيشتر افتد و كذلك ، ديگر علت‌ها [ كه ] سببش بسيارى بخار باشد . و چشم شهلا و شعلا ، معتدل باشد . [ 286 ] اكنون ، بدان كه اگرچه باعتبار اسباب جزئيه ، ساير اقسام امراض چشم به علاجى مخصوص است ، ليكن به اعتبار اصول ، منحصر است در هر چهار جنس ؛ چنانچه نخستين اجمالا گفته شد . و بعد از آن ، بيمارى هر طبقه و هر رطوبت را به فصل ديگر بيان نمايد . از چهار جنس ، يكى سوء مزاج ساذج است ؛ دوم ، ماده ؛ سوّم ، تفرق الاتصال چون جراحت‌ها و ريش‌ها و آماس‌ها ؛ چهارم ، بيمارىها كه در تركيب اجزاء چشم افتد چون احولى و بيرون خواستن چشم و مانند آن . [ و ] علاج ، نيز بر چهار جنس است : يكى ، تبديل مزاج ساده ؛ دوم ، تنقيهء ماده ؛ سوّم ، تدبير تفرق الاتصال ؛ چهارم ، اصلاح هيئت چشم و زايل كردن آفت كه در تركيب اجزاء چشم افتد .