تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
علاج : در بلغمى ، نخستين بهر نضج ماده هر صباح ماء الاصول دهند با گلنگبين كرده و بعد از نضج ، تنقيهء بلغم كنند به ايارج فيقرا و مانند آنكه در امراض فالج ذكر يافته ؛ اما بايد كه استفراغ به تدريج و به دفعات كنند به ادويه [ يى ] كه سخت قوى نباشد . و حكم به تدريج استفراغ در ساير امراض عصبيه براى آن است كه اعصاب را عروق نيست تا ماده عند جذب دوا دفعة برون آيد ؛ بلكه مادهء عصب بر سبيل ترشح مستفرغ مىشود . پس واجب است كه استفراغ نيز به تدريج كنند تا هم ماده بر سبيل ترشح دفعة بعد دفعة برون همىآيد و قوت نيز به‌جاى باشد . پس از تنقيه ، روغن‌هاى گرم چون روغن قسط و سداب و ياسمين بمالند و گاه‌گاه جندبيدستر و فرفيون و عاقرقرحا اگر در اين روغن‌ها بسايند ، بهتر عمل كند . غذا ، به‌حسب تقاضاى وقت به نهجى [ يعنى به‌گونه‌اى ] كه بالا ذكر يافته است توان داد . در سوداوى نيز بعد از نضج ، تنقيه كنند . و بعد از تنقيه ، تمريخ . و منضجات و منقّيات سودا بارها ذكر يافته . در آنچه سببش تورم عصب بود ، آنچه در استرخاء ورمى گفته شد و هرچه در اورام اعصاب گفته آيد به كار برند و مراعات هر خلط در استفراغ و تطليه مرعى دارند . در آنچه از پس تب گرم به سببى كه گفته شد واقع شود ، قىء و اسهال كفايت كند و اين نوع سهل‌تر است .

[ تشنج يابس ]

[ 224 ] قسم سوّم : در تشنّج يابس « 1 » كه استفراغى نيز گويند . علامت اين قسم ، لاغرى و باريكى عضو متشنّج است و اسباب مجففه بر آن گواهى دهد ؛ چون استفراغات عنيفه و تعب و بيدارى و گرسنگى مفرط و تب حار محرق نخستين اتفاق افتادن . و ايضا از نشان اين قسم است كه به تدريج افتد و چون بر عضو متشنّج روغن بمالند ، به زودى خشك شود بخلاف امتلايى كه دفعة واقع مىشود در عضو [ و ] به سرعت روغن جذب نمىكند . و از آن كه تا ماده كه رطوبت اصلى [ است ] نيست نشود و دماغ و اعصاب سوخته نگردد تشنّج يابس نمىافتد ، گفته‌اند كه : « لا يبرء الّا فى الصّبيان و الشّبّان بطريق النّدرة و به طول الزّمان » « 2 » .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Dry Spasm( 2 ) . ترجمه : « اين بيمارى ، تنها در كودكان و جوانان و آن‌هم به‌ندرت و در طول زمان قابل درمان است » . م .