تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
[ 219 ]

فصل نوزدهم : در تشنّج « 1 »

مسّمى است به اسم لازم ، و آن ، آن است كه در عصب آفتى رسد و بدان سبب عضلات به سوى مبادى خود متحرك شوند . پس عضو به جانبى كشيده گردد و به سرعت فراز هم نيايد [ يعنى جمع نشود ] ؛ به شرطى كه سبب قوى بوده باشد و الّا آنجا كه سبب ضعيف مىباشد ، عضو بىعلاج به هيئت خود راجع مىشود به سرعت ؛ چنان‌چه در تثاؤب مشهود مىگردد و كذلك در صرع . از آنكه گاه باشد كه ابخرهء رياحيّه تشنّج آرد و گاه امتلاء عصب از خلط و گاه خالى شدن عصب‌ها و عضله‌ها از رطوبت به سبب غلبهء يبوست و گاه رسيدن ريحى به عصب حساسه يا به دماغ بىآنكه امتلا و خشكى را در وى دخلى باشد موجب تشنّج شود ، لازم آمد كه تشنّج را به چهار قسم بيان كنم :

[ عقال ]

[ 220 ] قسم اول : در ريحى : كه مسّمى است به عقال و علامتش آن است كه همچنان‌كه دفعتا واقع شود ، باز به سرعت مفارقت كند و تثاؤب از اين قبيل است ؛ كما قال : « التثاؤب تشنّج يحدث فى عضلات الفكّين من أبخرة رياحية سريع التّحليل » « 2 » . علاج : اگر به سبب غلظت ابخره تشنّج به سرعت مفارقت نكند ، بهر تحليل ابخرهء رياحيه ، روغنهاى مرطّب محلّل بمالند .

[ تشنج رطب ]

[ 221 ] قسم دوم : در امتلايى ، « 3 » كه تشنّج رطب نيز گويند . و اين ، از بلغم غليظ بيشتر افتد . طريق حدوثش از بلغم يا سودا چنان است كه مواد مذكوره در فرج اعصاب درآيد و عصب را ممتلى و ممتد سازد در عرض ، پس بالضرور در طول نقصان گيرد و در عرض بيفزايد و « تقلّص » ، عبارت از همين است . و ظاهر است كه هرگاه عصب متقلّص شود ،
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Convulsion ; soasn( 2 ) . ترجمه : « تثاؤب ، تشنّجى است كه در عضلات فكين از بخارهاى رياحّى و سريع التحلل ايجاد مىشود » . م . ( 3 ) . قاموس القانون :. Repletive Spasm