درم تخم باديان و ده درم گلقند بجوشانند و صافى نمايند و يك مثقال ترياق اربعه « 1 » در وى حل كرده بدهند ، سود دهد .
[ 197 ] نوع دوم : در صرع « قوت حس دماغى »
: بايد دانست كه بسيار باشد كه شخصى را حس دماغ قوى و تيز باشد و بدان سبب ، كيفيتهاى بد [ را ] زود دريابد و سخت رنجور شود و خويشتن را منقبض سازد ، پس تشنّج و صرع پديد آيد . و علامتش از صداع « قوت حس دماغى » توان يافت .
علاج شراب خشخاش و طعامهاى لزجكننده چون كلّه و پاچه و گوشت گوساله و ماهى تازه تناول كنند و اندر طعامهاى او تخم خشخاش و تخم كاهو درافكنند .
[ 198 ] [ تتمه : دو قسم ديگر صرع : ] اكنون بدان كه نوعى است از صرع كه آن را يونانيان « ابيلميا » گويند و ترجمه وى ، تشنّج مانع حس و حركت است . و اين ، بدترين و قاتلترين اصناف است . و علامتش آن است كه حادث مىشود از تشنّج جميع اعضاء بدن ؛ بخلاف باقى اقسام كه در آنها تشنّج ، تابع صرع است .
علاج : خلط فاعل اين مرض ، يا بلغم بود يا سودا و بهحسب آن در ازاله وى كوشند و به ازاله تشنّج ، به نوعى كه در باب وى آيد توجه نمايند .
نوعى است از صرع كه آن را « صبيانى » و « ام الصبيان » و « ريح الصبيان » و « ام الشياطين » و « فزع الصبيان » گويند .
[ 199 ] بدان كه اطبا را در تحقيق لفظ و تعريف « ام الصبيان » ، اختلاف است : « رازى » مىگويد :
صرع است كه با تب گرم محترقهء يابسهء قشفيه عارض شود و در او بول سپيد مىباشد . و بعضى برآنند كه نوعى است از صرع كه چون به كودكان لاحق شود ، بدان اسامى خوانند . و « حكيم ابو الفرج » در « مفتاح » مىنويسد كه : « ام الصبيان » مطلق صرع را گويند و از آنكه وقوع وى در صبيان بيشتر است ، بدين نام مسّمى گشته . و سبب كثرت وقوع صرع به صبيان نابالغ آن است كه در دماغ ايشان رطوبت مىباشد در اصل خلقت پس ، گاه باشد كه هم اندر رحم پاك شود و گاه باشد كه پس از ولادت ، به قروح رأس و اورام پاك گردد .
پس اگر تنقيهء آن رطوبات فضليهء خلقيه نه در رحم اتفاق افتد و نه بعد از ولادت به
هامش
( 1 ) . صفت ترياق اربعه : جنطيانا رومى ، حبّ الغار ، مرّمكى و زراوند طويل ، هر چهار مساوى بستانند و كوفته و بيخته به عسل بسرشند .