و حلتيت و فربيون . و روغن بلسان ضماد كنند بر آن جايگاه و اگر گرم ضماد كنند ، بهتر باشد ؛ زيرا كه اثر حرارت فعلى قوىتر است از آنچه تسخين بالقوة كند . و ايضا بايد كه در آب گرم ، روغن بابونه آميزند و آن عضو را در وى غرق دارند و آن آب را سرد شدن ندهند يا آنكه آتش در زير وى دارند يا تجديد آب گرم كنند هرگاه به برودت مايل شود .
امّا در وقت غير نوبت ، تدبير آن است كه تنقيهء بلغم كنند به دفعات . و بهر تسخين و تقويت دماغ ، سكنجبين عنصلى و شراب اسطوخودوس بنوشند و سداب و مشك و عنبر ببويند و روغن فوتنج و مانند آن بمالند بر سر .
پس از تنقيهء بدن و تقويت دماغ ، بهر تسخين عضو مذكور خردل و جندبيدستر و فلفل با عسل يار [ يعنى مخلوط ] كرده ، طلا كنند بر آن . و روغن زيت ، بيدانجير و سداب و خيرى و قسط بمالند . پس اگر مقصود حاصل شود ، فهو المراد ؛ و گرنه داغ دهند بر آن عضو يا عسل بلادر و خرء حمّام و شير انجير و كبيكج ضماد كنند تا كه قرحه افتد . و داغ يا قرحه را نغز شدن ندهند [ يعنى اجازهء بهبودى ندهند ] مدتى تا مادهء فاسده على سبيل الترشح از نفس عضو مستفرغ شده باشد . و ايضا ، قبل از آنكه [ تقويت ] دماغ يا وضع ادويهء مقرحه كرده باشند ، بر عضو مستقر الماده حجامت كردن مع الشّرط بود يا بلاشرط نفع تمام دارد ؛ خصوصا هنگام نوبت . و تدبير آنكه قرحه يا داغ مندمل نشود ، آن است كه قطعهاى سرب به روى بسته دارند و حيلههاى ديگر نيز بسيار است .
[ 194 ] [ تبصره ] : صرعى كه ماده وى در عضو ديگر باشد چون ثديين و صلب و مانند آن ، علاجش از آنچه گفته شد پوشيده نيست .
[ 195 ] قسم سوّم : در صرع كه سببش لسع عقرب و زنبور بود يا قوت حس دماغ باشد « 1 » :
اين قسم ، بر دو نوع است :
[ 196 ] نوع اول در صرع لسعى
: و علامتش حدوث صرع است عقب وقوع لسع .
علاج : هرچه در دفع مضرت حيوانات لاسعه گفته شود ، به كار برند . و ايضا اگر دو
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Poisonous epilepsy