هرچه مناسب نوع خلط بود به كار برند . امّا بهر قى : اگر خلط بلغمى بود ، در آب [ تخم ] ترب و شبت ، سكنجبين عسلى آميخته بنوشند و قىء كنند و اگر سوداوى بود ، ترب را بشكافند و خربق سياه در وى پر كنند ، پس آن ترب محشوش الخربق [ يعنى درون آن را پر از خربق كنند و آن ] را در سكنجبين تر نمايند ، بعده [ يعنى پس از آن ] آن ترب بخورند . و سكنجبين عسلى به آب لوبيا يار [ يعنى مخلوط ] كرده ، عقب وى بنوشند و مدد كنند كه قىء شود . اگر صفراوى بود ، آب تخم شبت و تخم خربزه و تخم خبّازى بستانند و اندكى نمك در وى آميزند و با سكنجبين آميخته بنوشند و قىء كنند و اگر آب گرم نيز داخل نمايند بهتر باشد .
بعد از حصول تنقيه ، تقويت دهند معده را تا باز قبول نكند ماده را و تقويت نيز به حسب هر خلط است ؛ مثلا در بلغمى ، گل سرخ و مصطكى و قشار كندر يعنى اجزاء صغار كندر و عود هندى و سنبل الطيب ، هر پنج دارو را باريك ساخته [ و ] در گلاب آميخته [ و ] بر معده ضماد كنند . و ترياق اربعه و جوارشهاى گرم و گلقند بخورند . و مطنجنات و گوشت طيور مناسبه با دارچينى خوشبو ساخته [ و ] تناول نمايند . و در سوداوى ، صندل و گلاب ضماد كنند . و آنچه بهر بلغمى گفته شد نيز مفيد است . گوشت برهء شيرخواره و چوزههاى مرغ يا ماش و مغز بادام و اسفاناخ پخته تناول كنند . و در صفراوى ، برگ خرفه و كاهو و اطراف بيد در سركه پخته ضماد نمايند . و رب بهى و طباشير [ و ] گشنيز خشك يار كرده بنوشند . و نان در آب انار تر كرده و گوشت بزغاله به تمر هندى ترش ساخته و به گشنيز خشك خوشبو كرده ، تناول كنند .
[ تبصره ] : صرع معدى كه سببش ردائت كيفيت اخلاط بود ، گفته شد كه در شكم تهى اشتداد مىكند و علاجش همان است كه در صداع خوائى يعنى يبسى ذكر يافته .
[ 186 ] نوع دوم : در صرع طحال
: و علامتش نفخ و صلابت و وجع طحال است .
[ 187 ] نوع سوّم : در صرع مراقى
« 1 » : و علامتش آروغ ترش است و نفخ شكم و وقوع سوزش و اضطراب در مراق و برآمدن طعام غير منهضم در قى .
[ 188 ] نوع چهارم : در صرع كه مادهاش در اوعيهء منى يا رحم باشد
« 2 » : و سببش
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Hypochondriacal cpilepsy( 2 ) . قاموس القانون :. Hysteric epilepsy