[ 169 ]
فصل پانزدهم : در كابوس « 1 »
آن را « نيدلان » و « جاثوم » نيز گويند . و آن ، آن است كه آدمى در خواب خيال كند كه چيزى گران بر سينه افتاده اوّل مىفشارد و پس ، نفستنگى كند . و طاقت جنبش نماند و آواز نتواند داد ، مگر مانند آنكه گلوى وى را خفه كرده باشد . و هم باشد كه خفه شود و هرگاه كه اين خيال از وى بگذرد ، در حال بيدار شود . و سبب اكثر اين علت آن است كه بخارات اخلاط غليظه كه در حال بيدارى به تحليل مىرفتند ، در حالت نوم به واسطهء فقدان اسباب محلّله يكبارگى متصاعد شوند و در مقدم دماغ گرد آيند و جرم دماغ را بيفشارند . از آن است كه « كابوس » و « ضاغط » و « خانق » مىنامند . و گاه باشد كه دفعة سردى شديد بر سر رسد هنگام خواب و بدان سبب دماغ منقبض شود و مسالك روح مسدود گردند و بالضرور ، اخلاط محصور شوند [ و ] روح كثيف گردد پس اين خيال كه موجب كابوس است متخيل شود .
اكنون ، بدان كه اين فصل بهحسب سبب منقسم مىشود به دو قسم :
[ 170 ] قسم اول : آنكه سببش تصاعد بخارات بود و اين قسم بهحسب ماده بر سه نوع است :
[ 171 ] يكى ، آنكه ماده ، بخار خون بود و علامتش سرخى بدن و چشم است و غلبهء خواب غير مغرق و در آن حالت ، سرخى تخيل نمودن .
علاج : فصد كنند و بر ساق حجامت نهند و تقليل غذا نمايند و هرچه خون را رقيق كند به كار برند .
[ 172 ] دوم ، آنكه ماده ، بخار بلغم بود و علامتش بلادت و كندى حواس است و كثرت آب دهان و بينى و كسل و استرخاء بدن . و در آن حالت ، سپيدى و سبزى تخيل نمودن .
علاج : نخستين ، قىء كنند و مسهل بلغم خورند . پس ، بهر تنقيه و تعديل نفس عضو ، عطوسات و سعوطات و غراغر و اطليه به كار برند . و ماليدن پاى ، در جميع اقسام مادى مفيد است .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Nightmare ; incubus