تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
متحرك و منبسط شود يا بخارات از وى منبعث گردند و موجب امتلاء مجارى گردند ، پس به واسطهء حدوث سدّهء غير تامه ، صرع پديد آيد [ و نيز ] گاه باشد كه تمكن ماده در عضوى ديگر باشد ، پس بخارات متصاعد شوند سوى دماغ و به واسطهء كيفيت رديه خويش باعث سدّه گردند ، على سبيل الانقباض ، يا بواسطهء كثرت كميت خود محدث سدّه شوند ، على سبيل الامتلا و [ نيز ] گاه باشد هيچ نباشد ليكن به واسطهء آنكه حيوانى زهرناك چون كژدم و زنبور و مانند آن زخمى زند بر عضو به نهجى [ يعنى به‌گونه‌اى ] كه زهر او اندر عصب آن عضو اثر كند و تاثير زهر به مشاركت عصب به دماغ رسد و دماغ منتفر شود و خويشتن را فراهم آرد تا اثر سم كمتر رسد [ و ] بالضرور ، به سبب انقباض دماغ ، تشنّج و صرع پديد آيد يا آنكه ماده ضعيف بود امّا حس دماغ قوى باشد يا از كيفيات ردّيه زود منفعل شود و منقبض گردد ، لازم آمد كه اين فصل را به سه قسم بيان كنم : [ 180 ]

قسم اول : در آنكه مبداء علت ، دماغ باشد [ صرع دماغي ] فقط « 1 »

اين ، بر چهار نوع است : يكى ، آنكه خلط فاعل ، بلغم بود . و علامتش كدورت و كندى حواس است و ثقل راس و هنگام صرع ، كف در دهان بسيار آمدن و كثرت بزاق و مخاط و ترهّل بدن و بياض لون و برودت مزاج و عسر حركت نيز از مؤيّدات وجود بلغم است . علاج : بعد از نضج ، تنقيهء بدن كنند به مسهلات قويه كه در اخراج بلغم مخصوص‌اند ؛ چون حبّ ايارج و [ حبّ ] غاريقون و [ حبّ ] اصطمخيقون و [ حبّ ] صبر و معجون سيساليوس « 2 » . [ و ] اين حبّ ، در تنقيهء دماغ به غايت مفيد است : صبر و تربد و غاريقون و حب النيل و شحم حنظل و سقمونيا به‌قدر حاجت بگيرند و در عسل حبّ سازند و
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Cerebral epilepsy( 2 ) . صنعت معجون سيساليوس : عاقرقرحا ، اسطوخودوس و سيساليوس ، از هريك ده درم ؛ غاريقون ، پنج درم ؛ قردمانا ، حلتيت ، زراوند مدحرج ، عود بلسان و حبّ بلسان ، از هريك دو و نيم درم ، جمله را بكوبند و به سكنجبين عنصلى بسرشند . شربت ، يك مثقال . و بايد كه قردمانا تازه باشد و تر و حلتيت ، طيّب بود . و در صرع بلغمى مزمن ، « ايارج هرمس » و « بلادرى صغير » كثير النفع است .