[ 166 ]
فصل سيزدهم : در رعونت و حمق « 1 »
كه نوعى از ماليخولياست . و آن ، آن است كه افعال فكريه در اشياء عمليه ، چون تدبير منزل و اختلاط مردم و مانند آن باطل باشد يا ناقص . از آن است كه خداوند اين علت كارها مىكند بىحاصل مانند كودكان و تخيّلش در اشياء متعارف ، آسان و سليم مىباشد و در غايات ، بيهوده . و اين مرض را دو سبب است : يكى ، آنكه برودت تنها يا مع اليبس عارض شود در بطن اوسط دماغ كه محل فكر است . دوم ، آنكه مادهء بلغم حاصل شود در تجاويف اوعيهء بطن مذكور .
آنچه از برد ، يا برد و يبس باشد ، علامتش خشكى بينى است و بىخوابى و به استحمام و به ريختن آب گرم بر سر نفع يافتن و تقدم اسباب برد و يبس شاهد بودن .
علاج : بهر تسخين و ترطيب ، گوشت ماكيان فربه و اسفيدباجات ، به دارچينى و خولنجان خوشبو ساخته [ و ] تناول كنند . و حلويات معتدله و فالودجات شيرين به روغن بادام آميخته ، به غايت مفيد است . و روغن خيرى و بابونه بر وسط سر ماليدن و طبيخ حشايش رطب حارّ ريختن ، سودمند بود .
آنچه از بلغم بود ، علامت و علاجش چون علامات و علاج نسيان است كه سببش فساد فكر باشد و موجب فساد فكر ، برد و بلغم بود .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Dementia