[ 162 ]
فصل دوازدهم : در اختلاط عقل و هذيان « 1 »
قسمى از ماليخوليا است . و آن ، آفتى است كه حادث شود در افعال فكر بهحسب تغير و تشويش ؛ نه بر سبيل بطلان و نقصان . هذا لا يكون الّا من الحرارة . و اين فصل ، موافق مبداء علت منقسم مىشود به سه قسم :
[ 163 ] قسم اول : آنكه مبداء علت دماغ باشد . و اين ، بر شش نوع است :
يكى ، آنكه اجزاء دماغ - خاصه به بطن اوسطش كه محلّ فكر است - ممتلى شود از مرهء سودا و علامتش آن است كه عليل ، مغموم و فاسد الظن بود ؛ چنانچه در ماليخوليا ذكر يافته .
دوم ، آنكه ممتلى شود از سوداى صفراوى و علامتش سبقت و اقدام است و اقدام ، « تهور » را گويند ، يعنى شجاعت مفرط .
سوّم ، آنكه ممتلى شود از سوداى دموى و علامتش طرب و ضحك است و انتفاخ رگها .
چهارم ، آنكه ممتلى شود دماغ از مرهء صفرا و علامتش التهاب است و اضطراب و در سر و حنجره حرارت ظاهر شدن و رنگ بدن زرد بودن .
پنجم ، آنكه ممتلى شود از بلغم عفن حادّ . و علامتش اختلاط مع الرزانة « 2 » است . و آنكه عليل هر لحظه ابروى خود از دست بالا كند و سرگران باشد .
ششم ، آنكه حرارت و يبوست ساذج در دماغ افتد و محدث اختلاط و هذيان شود .
علامتش سبكى و خشكى دماغ است و لزوم بيدارى و علامات موادّ نابودن .
[ 164 ] قسم دوم : آنكه مبداء علت ، دماغ نبود ؛ بلكه معده يا مراق يا رحم يا اوعيه منى يا
هامش
- كه خود را از درختان به دار آويختهاند » . م .
( 1 ) . قاموس القانون :. Mental confusion ; imbecility( 2 ) . يعنى در عين اينكه اختلاط عقل دارند ، اما نوعى سنگينى و وقار بر رفتار آنها حاكم است . م .