غير آن باشد ، على سبيل الخصوصية ، پس متأدّى شود ضرر از عضوى از اين اعضا به سوى دماغ و موجب اختلاط گردد . و باعث مضرّت ، يا مجرد ايصال كيفيت رديه است از عضو مؤوف به دماغ يا تصاعد ابخرهء حار . و علامت اين قسم ، تقدم آفت است در عضو پس ، اختلاط عارض گشتن .
علاجش علاج آن عضو است .
[ 165 ] قسم سوّم : آنكه بخارات حادّ از تمام بدن منبعث شوند و در دماغ حادث گشته [ و ] اختلاط آرند ؛ چنانچه در حميات لازمه پديد آيد . و علامتش تقدم حمى است .
علاجش علاج حمى [ است ] .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٨٥