نبود . [ و ] چون به غضب آيد ، دير فروشنيد و بدن لاغر شود و رنگ آن به سياهى گرايد . و آنچه از احتراق صفرا بود ، نشان وى آن است كه مفرط الاضطراب باشد و به سرعت به شرارت آيد . و همچنان باز به سرعت شرارت زايل گردد . و ضجر و غم و همّ از نشان اين است . و ضجر ، قلق را گويند كه از غم واقع شود .
و فرق در اين مرض و در ورم دماغ آن است كه در ورم دماغ ، لزوم حمّى شرط است ؛ بخلاف اينكه بىتب مىباشد .
علاج : بعد از نضج و ترطيب ، تنقيهء بدن كنند بهحسب سبب و بعد از تنقيه نيز دست از مرطّبات بازندارند ؛ دواء و غذاء . و پس از تنقيه ، لازم است كه تقويت دهند دل را به مفرحات مناسبه و اغذيهء موافقه .
[ 161 ] قسم چهارم : در صبارا « 1 »
اين لفظ ، سريانى است ؛ به معنى جنون مفرط . و بدان مىماند كه گويا « مانيا » با « قرانيطس » مركب است . و علامتش آن است كه : ابتدا كند به بيدارى مفرط و عليل ، مضطرب الحال و سراسيمه باشد و از خواب ترسيده بيدار شود و نفس ، متواتر زند و جواب مطابق سوال نگويد و فراموشكار باشد و در چشم ، سرخى و گرانى محسوس شود و چنان نمايد كه گويا چيزى در چشم افتاده است و اشك بىاراده برون آيد و قاروره سپيد و رقيق بود و گاه باشد كه بول بازگرفته شود و دست اندر زهار بمالد ؛ اما از بىعقلى نتواند گفت كه چه مىباشد و گاه باشد كه بر اندامها لرزه افتد .
علاج : بهر جذب ماده از سر به واسطهء منع تصاعد ابخره هرچه در سرسام صفراوى مذكور است به كار برند ؛ لكن در ترطيب بيشتر كوشند . و بستن اطراف واجب دانند . و نفع بستن اطراف بسيار است : يكى ، آنكه از اضطراب كه باعث ازدياد سبب است محفوط ماند . دوم ، آنكه ماده از دماغ منجذب مىشود . سوّم ، آنكه خود را يا ديگرى را هلاك نسازد . قال « الطبرى » : « رأيت رجلين ذبحا أنفسهما و رجالا و نساء بطبرستان و الديلم يعلّقون أنفسهم من الأشجار » « 2 » .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Maniak pherinitis( 2 ) . ترجمه : « دو مرد را من ديدم كه خود را سر بريدهاند و زنان و مردان زيادى در طبرستان ديدهام