[ 156 ]
فصل يازدهم : در انواع ديوانگىها
اين همه ، از قبيل ماليخوليا است . و اين فصل بهحسب اقسام ديوانگى كه چهار است به چهار قسم بيان كنم :
[ 157 ]
قسم اول : در قطرب « 1 »
علامتش آن است كه بيمار به غايت ترشروى باشد . و در يك جا بيش از يك ساعت قرار نگيرد و دايم متردد و بيهوده گردان باشد . و از مردم گمان برد كه در قصد كشتن وى اند . و بدان سبب ، روزانه در مقابر و مواضع ويران پوشيده ماند و شبانگاه بيرون آيد . و بعضى خداوندان قطرب نمىترسند ؛ لكن به غايت ترشرو و متأسف و زردرنگ و زبان خشك و مفرط الحرارت مىباشند . و باشد كه بر مردم حمله كنند و در صحرا مانند چهار پايه به هر چار دست و پا مىگردند و گاهى بر هر دو ساق در اين مريض به سبب كثرت مشى ، قرحه پيدا مىشود كه اندمال نمىگيرد و پايها به واسطهء شبگردى تمام خراشيده مىگردد از ملاقات خار و سنگ .
اكنون ، بدان كه در وجه تسميهء اين مرض ، اطبا را اختلاف است : « شيخ » مىفرمايد كه قطرب ، جانورى است خرد همچون پشه كه بر سر آب مىرود و حركتهاى زودزود مىكند راستا و چپا و پيش و پس بىترتيب و بىمعنى و هر ساعت غوطه مىزند ، پس ظاهر مىشود . و چونكه مبتلا به اين علّت به همينسان حركات متحرك مىباشد ، مرض مذكور به قطرب مسمّى شد . و گفتهاند : قطرب ، « ذئب امعط » را گويند ؛ يعنى « گرگ ريزنده موى را » و از آنكه صاحب اين علت بر مردم حمله مىكند و به هيئت چهار پا مىگردد و چون گرگان آواز مىدهد ، بدين اسم مسمّى گشت . از آنست كه « ذئب امعط » و
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Lycanthropy ; delusion in which patient believes himself to be a wolf.