به ادويهء قويه كنند تا ماده را ماندن ندهد در عضو ديگر كه موجب آفت ديگر است . اما بدان كه ماده كه در معده و مراق و ماساريقا باشد ، به فصد صرف مستخرج سازند و به مسهل نبايد پرداخت مگر عند الاحتياج . و آن ، آن است كه مشاهده واجب كند كه ماده متعفن خواهد شد يا در تمام بدن منتشر خواهد گشت . پس در اين صورت ، تنقيه به اسهال واجب مىگردد ؛ اما قى ، در ساير اصناف منع است و ضررش از نفع بيشتر . كما هو لا يخفى ؛ مگر كسى را كه قىء به آسانى شود و ماده در فضاى معده باشد .
[ 155 ] فايده : اگر ماده بلاورم در مراق بود ، روغن گل و سنبل و مصطكى نيمگرم بر جايگاه معده ، خصوصا بر فم معده ماليدن و به نخالهء گرم تكميد كردن ، و به طبيخ بابونه و اكليل الملك و برگ اترج نطول ساختن ، در تحليل رياح سودمند است [ و از ] تكميد يابس مفيدتر [ است ] ؛ لحصول الترطيب و التحليل « 1 » . و كذلك در هر عضوى كه ماده باشد ، در تنقيه و تقويت آن عضو به نهجى [ يعنى بهگونهاى ] كه در جايگاه خويش ضبط يافته است توجه نمايند .
بايد دانست كه اختلاف احوال ماليخوليا بهحسب محل ماده بود يا بهحسب امتزاج خلط ديگر [ با ] خلط سودا ؛ مثلا اگر ماده در اجزاء ميانهء دماغ باشد كه محل تميز و تفكر است ، خرد و تميز باطل شود و قول و فعل او همه با آفت باشد . و اگر ماده در اجزاء پيشين دماغ بود كه محل خيال است ، خيالهاى باطل نمايد . و اگر ماده در همه اجزاء دماغ باشد ، خيال و انديشهها و قول و فعل همه تباه باشد . اما اختلاف بهحسب امتزاج خلط ديگر ، چنان باشد كه اگر صفرا با سودا مركب شود ، خداوند علت خشمناك و تند بود . و اگر بلغم بياميزد با سودا ، خداوندش كسلان و آرميده باشد . و بارها گفته شد كه سودا از احتراق هر خلطى كه عارض شد ، به كيفيت آن خلط متكيّف باشد و آثار و علامات آن بدان شاهد است .
هامش
( 1 ) . يعنى در تكميد يابس ، هم ترطيب حاصل مىشود هم تحليل . م .