[ 151 ]
قسم سوّم : در ماليخولياى مراقى « 1 »
آن ، اين است كه خلط حادّ سوداوى جمع شود در معده يا در ماساريقا يا در طحال يا در مراق ، پس متصاعد شوند بخارات مظلمه از هر عضو كه محل ماده باشد و به دماغ رسند و محدث اين مرض كردند . و از آنكه ماده مذكوره در هر عضوى از اعضاى مزبوره كه تمكن مىگيرد نفخ در مراق واجب مىكند ، به لفظ « مراق » منسوب ساختهاند . و به جهت لزوم نفخ ، ماليخولياى نافخه و نفخهء مراقيه نيز گويند .
[ 152 ] فايده : مراق ، به تشديد القاف ، غشاء مستبطن را گويند كه از خارج بر روى احشا كشيده شده است و گاهى لفظ مراق بر پوست شكم اطلاق كنند چنانچه در امراض صفاق گفتهايد . و احشا ، اعضاى اندرون شكم را گويند چون معده و كبد و ماساريقا و طحال و امعا .
[ 153 ] اين قسم ، بهحسب تعلق ماده به اعضا ، متنوع مىشود بر چهار نوع :
يكى ، آنكه ماده در معده باشد و ماده مذكوره در اكثر پيدا مىكند ورم در قعر معده ؛ خصوصا ورم بارد . و اختلافى كه در سبب اجتماع اين ماده در معده واقع است ما بين الاطبا ، از خوف اطناب بيان نكردهام .
دوم ، آنكه ماده در ماساريقا حاصل شود و موجب سدّه گردد .
سوّم ، آنكه در طحال حاصل شود و پيدا كند در طحال ورم يا سدّه .
چهارم ، آنكه در مراق جمع شود و به واسطهء حرارت باطن متراكم گردد و بسوزد ؛ خواه متورم سازد مراق را يا نه . پس متصاعد شود از وى بخارات سياه و به دماغ رسيده [ و ] تاريك سازند روح نفسانى را و بدين سبب فزع و غم بيفزايد . و بالا گفته شد كه ماده در هر عضوى كه متمكن باشد ، بخارات مظلمه از آنجا به سوى دماغ مرتفع مىگردند و محدث مرض مىشوند .
[ 154 ] اكنون ، بدان كه علامت اين قسم آن است كه آروغ ترش و سوخته بسيار آيد . و باشد كه به سبب غليظى باد ، آروغ نيايد و با وجود كثرت اكل ، بدن را بهره كمتر رسد . و در معده و مراق ، وجع و حرقت و تمدد ظاهر شود . و سينهتنگى كند . و از دهن ، لعاب بسيار
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Hypochondriasis