تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
در ساير اصناف ، خصوصا در اين ، به تقويت قلب و دماغ كوشند تا خوف و فزع و غم زايل شود ؛ پس اگر مزاج گرم بود ، بهر تقويت هرچه در خفقان گرم گفته شود به كار برند و اگر مزاج سرد باشد ، انوشدارو « 1 » و دواء المسك « 2 » دهند . در بلغمى ، پس از شرب منضجات و ظهور نضج ، مستفرغ سازند ماده را به اين مطبوخ : هليلهء كابلى و شاهتره ، از هريك ده درم ؛ سنا ، هفت درم ؛ بسفايج و بالنگو ، از هر يك سه درم ، جمله را بجوشانند و به طريق معهود ، « 3 » ده درم افتيمون در وى آميزند و پس از سرد شدن بپالايند و يك درم تربد و يك درم غاريقون باريك ساخته در وى ريزند و به شكر شيرين سازند به‌قدر احتياج . و به‌حسب مشاهده ، حبّ اصطمخيقون بلع نمايند و بالاى وى مطبوخ مذكور بنوشند . و بر استحمام مداومت كنند و روغن ناردين و روغن زنبق بر بدن بمالند و گوشت چوزهء مرغ و تيهو و بچهء ميش يك‌ساله و نخودآب يا شيرهء لب القرطم تناول فرمايند . پس از تنقيهء تام ، اين مفرح ، نافع بود : بالنگو ، پوست ترنج ، قرنفل ، مصطكى ، قرفه ،
هامش
- حيوانى است ] در اثر آن فاسد گردد و در نتيجه روحى را كه قلب به مغز مىفرستد فاسد باشد و به افساد روح دماغى [ يعنى روح نفسانى ] كمك كند ؛ زيرا روح دماغى متصل به روح قلبى و از جنس همان است » . م . ( 1 ) . صنعت انوش‌دارو : كه رازى وضع كرده و به مفرّح مسمى است : گل سرخ ، شش درم ؛ سعد كوفى ، پنج درم ؛ قرنفل ، مصطكى ، سنبل الطيب و اسارون ، از هريك سه درم ؛ قرفه ، زرنب و زعفران ، از هريك دو درم ؛ قاقله ، بسباسه و جوزبوا ، از هريك يك درم و آملهء نو ، يك رطل . آمله را در هفت رطل بجوشانند تا سه رطل آيد ، پس بپالايند و نصف رطل عسل در وى آميزند و باز بجوشانند تا كه غليظ شود . پس فرود آرند و ادويهء باريك ساخته در آن ريزند و به چوب بيد عريض كفچه زنند تا مختلط شود و بعد از دو ماه استعمال نمايند . « و هذا دواء تفرّح و يحسّن اللون و يجود الهضم و يبطى الشيب » ؛ [ يعنى اين دارو ، نشاط مىآورد و رنگ رو را زيبا كرده و هضم را نيكو مىكند و پيرى را به تأخير مىافكند ] . بايد دانست كه عسل در اين تركيب همين نيم رطل است و بس ، امّا بعضى اطبا قند و عسل بالمناصفه يا قند صرف يا عسل صرف به‌حسب تقاضا دو رطل اندازند بهر ازدياد لذت ، لكن « سمرقندى » هم در « قرابادين » خود نصف رطل فرموده . ( 2 ) . صنعت دواء المسك حار : زرنباد ، درونج عقربى ، مرواريد ناسفته ، كهربا و بسد ، از هريك ده درم ؛ ابريشم خام ، بهمنين ، سنبل و قاقله ، از هريك پنج درم ؛ اشنه ، دارفلفل و زنجبيل ، از هر يك چهار درم ؛ مشك ، دو درم ، كوفته و بيخته و در شهد معجون كنند . ( 3 ) . يعنى افتيمون را در آخر كار در پارچه‌يى بسته و در مطبوخ افكنده و دو جوش زده و پائين آورند . م .