تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
كه در آن بلادر و وج باشد تناول نمايند . اين معجون ، در اين مرض به غايت مفيد است . صنعت آن : بلادر ، يك اوقيه ؛ صبر ، شصت مثقال ؛ غاريقون ، بيست و چهار مثقال ؛ سليخه و وج و زراند مدحرج و زعفران و دارچينى و مصطكى ، از هريك شش مثقال ؛ افتيمون ، يك اوقيه ، و عسل به‌قدر احتياج معجون سازند ؛ چنانچه رسم است . [ 136 ] فايده : سركهء عنصل و سكنجبين كه از سركه عنصل ساخته باشند ، در اين علت خيلى سودمند است . [ 137 ] دوم ، آنكه برد و يبس مفرط مستولى شود بر موخر دماغ به حثيتى كه از شدت صلابت شمع مانند گرداند آن را ، پس هيچ‌چيز منطبع نشود در اين . و اين نوع نسبت به نوع اول ، قليل الوقوع است و علامتش بىخوابى [ به ] دوام است و احساس جفاف و خشكى در موخر دماغ و از آنكه مريض به صعوبت سخن گويد و آن هم سريع و پىدرپى نباشد . و باشد كه حالتى عارض شود كه گويا گلوى وى خفه مىكند يا سر وى به طرف عقب فراهم [ يعنى برهم ] مىكشد . علاج : بهر ترطيب و تسخين ، اسفيدباج كه از گوشت ماكيان و چوزهاى طيور و بره ساخته باشند تناول كنند . و مغز ساق ماده گاو و روغن بادام شيرين و روغن بابونه بر مؤخر سر بمالند و به طبيخ راسن و به طبيخ بابونه و تخم كتان و بنفشه نطول سازند . [ 138 ] باشد كه برد ساذج باعث شود بر فساد ذكر و علامتش ميان هر دو نوع مذكوره باشد و كذا علاجش . [ 139 ]

قسم دوم : در فساد فكر

وى ، آن است كه هرچه به فكر آيد فاسد باشد يا بر تفكر اشيا قدرت نبود ؛ يعنى هر چه از مقدمات جزئيه كه از معلومات در فكر حاصل مىشود و كلّيّه كه در عقل فعّال مستحصل مىگردد از آن معلومات جزئيه ، قوت مفكره آن مقدمه را ترتيب نتواند كرد . فساد فكر را چهار سبب است : [ 140 ] يكى ، آنكه برد و رطوبت مستولى شود بر اوسط دماغ كه محل فكر است ، پس سرد مىشود و كثيف و غليظ گردد روحى كه در آن است و فكر فاسد شود ؛ زيرا كه روح از