تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
مسكوت . و ايضا مسكوت بر پشت افتاده مىباشد ؛ بخلاف مجمود كه مخصوص به وضعى نيست ؛ چنانچه [ در ] بالا ضبط يافته [ است ] . « و الجمود أشدّ اشتباها بالسكتة » « 1 » . فرق در جمود و سرسام بارد آن است كه در جمود تب نمىباشد بخلاف سرسام كه لازم اوست . و فرق فيهما ، بيّن [ يعنى آشكار ] است ؛ زيرا كه سرسام در هيچ حال بدان حد نرسد كه به موتى ماند و حركات باطل سازد . علاج : بهر تنقيهء دماغ ، حقنه كنند به ادويهء مخرجهء سودا . و در حقنه ، رعايت مزاج بيمار مرعى دارند ؛ مثلا اگر قوى مزاج بوده باشد ، حقنه از افتيمون و بسفايج و هليلهء كابلى و غاريقون و مانند آن ، و الّا از سبوس گندم و برگ چغندر آب بستانند طبخا او بدونها ، « 2 » پس روغن كنجد و قدرى بورهء ارمنى و شحم حنظل [ با آن ] يار [ يعنى مخلوط ] كرده و استعمال نمايند . و پس از افاقت اگر قوت مساعده كند ، مستفرغ سازند ماده را به حب‌ّها و ايارج‌ها و مطبوخ‌هاى مخرج سودا « 3 » . و اگر عليل ضعيف باشد ، بعد از افاقت هم به حقنهء لينه اقتصار ورزند . و در اين مرض ، بابونه و زوفاى خشك و اكليل و شبت با سركهء عنصل يار كرده و بر موخر سر ضماد كردن مفيد است قبل از افاقت و بعد از آن . و كذلك ، روغن‌هاى گرم ، چون روغن خيرى و سداب و مرزنجوش كه قدرى جندبيدستر آميخته ماليدن سودمند است . و چون علت اندر آن به انحطاط افتد ، گلنگبين عسلى بدهند و به جاى آب بر ماء العسل اقتصار ورزند و آنچه بدين لايق باشد . و اگر به سبب استفراغ يا به سبب تيزى حقنه بىخوابى پديد آيد ، پس از افاقت ، روغن بنفشه نيم‌گرم بر سر نهند و از بابونه و شبت و اكليل الملك و گل سرخ و تخم كاهو و پوست خشخاش نطول سازند و بر سر ريزند .
هامش
( 1 ) . ترجمه : « فرد مبتلا به جمود ، مرضش بيشتر قابل اشتباه با سكته است » . م . ( 2 ) . يعنى آب برگ چغندر را يا با پختن بگيرند يا بدون پختن و با فشردن . م . ( 3 ) . مانند حبّ افتيمون ، مطبوخ افتيمون و ايارج فيقرا كه همگى در فهرست ادويهء مركبه در آخر كتاب جمع‌آورى شده است . م .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 64 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى