[ 133 ]
فصل نهم : در نسيان « 1 »
آن ، عبارت است از وقوع فساد در ذكر [ يعنى حافظه ] يا فكر يا تخيل . و اين را سه قسم بيان كنم :
[ 134 ]
قسم اوّل : در فساد ذكر
آن ، چنان باشد كه همهء حواس به سلامت باشد و هرچند بيند درست بيند و هرچه شنود درست شنود ؛ ليكن هرچه ديد و شنيد ، زود فراموش كند . و اين ، بر دو وجه است :
يكى ، آنكه حفظ او باطل شود و معدوم گردد . دوم ، آنكه حفظ او نقصان پذيرد .
فساد ذكر را دو سبب است :
[ 135 ] يكى ، آنكه برد و رطوبت مستولى مىشود بر موخر دماغ كه محل حفظ است ، پس هرچه در وى منطبع شود محفوظ نگردد ؛ زيرا كه حفظ و استمساك ، كار يبوست معتدل است و اين خود از استيلاى رطوبت بر حال نماند . و بطلان و نقصان حفظ ، بهحسب قوت و ضعف سبب است . و علامتش بسيارى خواب است و گرانى سر ، خصوصا در موخر و انبعاث و سيلان رطوبت دايما از دماغ .
علاج : بهر تنقيهء دماغ ، استعمال كنند حقنهء حادّه كه در وى قنطوريون رقيق و مقل و جاوشير و بوره و شحم حنظل باشد . و اگر حقنه كفايت نكند ، ايارج فيقرا و مطبوخات منقّيه دماغ دهند . و به طبيخ خردل و شونيز و عاقرقرحا عسل آميخته غرغره كردن و تربد و جندبيدستر باريك ساخته در بينى دميدن تا عطسه آرد ، به غايت مفيد است در تنقيه دماغ ؛ ليكن بعد از حقنه و مشروبات مسهله بايد به كار بست . و پس از تنقيهء تامّ ، بهر تبديل مزاج ، بوره و جندبيدستر و خردل و سداب برّى با سركهء عنصل و روغن سوسن كرده بر موخر سر طلا كند و در روغن سوسن قدرى جندبيدستر سائيده بمالند . و معاجين حاره
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :. Amnesia ; forgetfulness ; lack or loss of memory