تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
علامت ، سخت بد باشد . [ 127 ] بايد دانست گاه باشد كه بول و براز گرفته شود و نفس‌تنگى كند و احوال او به احوال اختناق رحم ماند . و فيهما [ يعنى بين اين مرض و اختناق رحم ] فرق آن است كه اندر اين علت ، بر بيمار تكليف سخن گفتن و جواب دادن توان كرد [ اما ] در حال اختناق رحم ، اين تكليف نتوان كرد . و ايضا در اختناق ، چهرهء بيمار بر حال خود مىباشد بخلاف اين مرض كه رنگ وجه او متغير مىشود به‌حسب غلبهء خلط . و مرض مذكور ، به وجود علامات صفرا مفارق است ليثرغس را و به وجود علامات بلغم ، قرانيطس را . [ 128 ] فايده : گاه باشد كه به طريق ندرت مقدار بلغم و صفرا مساوى باشد و در اين صورت ، زمان خواب ناطبيعى مساوى شود به زمان بيدارى ناطبيعى . و كذلك ديگر اعراض . علاج : تدبير مشترك آن است كه اگر ممكن باشد ، نخست فصد كنند و بر ساق حجامت نمايند تا ماده از دماغ فرود آيد ؛ زيرا كه اخراج خون ، استفراغ كلى است . پس بنگرند : اگر بلغم غالب باشد ، استفراغ به ايارجات و غاريقون و تربد و مانند آن كنند . و اگر صفرا غالب باشد ، به مطبوخ هليله و معجون خيارشنبر و سقمونيا مستفرغ سازند . بالجمله ، معالجهء ليثرغس و قرانيطس [ را ] مركب ساخته و به‌حسب مساوات و قلت و كثرت خلط ، كاهيده و افزوده به كار بايد بست . و پس از تنقيه ، تبديل مزاج نمايند به اطليه و شمومات و نطولات و غيرذلك به‌حسب واجب و تقاضاى مشاهدهء صائب . و آنجا كه سبب بيمارى امتلاى طعام باشد و معلوم شود كه طعام‌هاى غليظه بسيار خورده است ، نخستين قىء كنند و معده را پاك سازند .