[ 124 ]
فصل هفتم : در سبات سهرى و سهر سباتى
اين ، مرضى است مسمى باسم عرضين لازمين « 1 » ؛ زيرا كه معنى سبات ، خواب است و معنى سهر ، بيدارى . و بيدارى را « أرق » نيز گويند . و مرض مذكور ، از تركيب صفرا و بلغم حادث مىگردد و آنجا كه بلغم غالب باشد ، سبات سهرى گويند و آنجا كه صفرا غالب بود ، سهر سباتى خوانند . قال القرشى : « هو اسم لورم دماغى من بلغم و صفراء « 2 » » .
به هر تقدير ، علامت سبات سهرى آنست كه گاهى خواب مفرط باشد و گاهى بيدارى طويل ؛ اما زمان خواب ، غالب و اطول بود از زمان بيدارى . و وجود ثقل و كسل و ساير اعراض ليثرغس ، از نشان اين است . و علامت سهر سباتى آن است كه گاهى بيدارى مفرط باشد و گاهى خواب طويل ؛ اما زمان بيدارى غالب و اطول بود بر زمان خواب . و وجود هذيان و بىخوابى و ساير اعراض قرانيطس از نشان اين است .
[ 125 ] بدان كه بعضى مردم باشند كه اندر تن ايشان خلطى بد باشد لكن تا بيدار و نشسته مانند ، خلط آرميده بود و هرگاه بغنوند و قصد خواب كنند ، حرارت غريزى ، ز اندرون تن به هضم و پزانيدن اخلاط متوجه شوند لكن قوت حرارت بدان كار وفا ننمايد جز آنكه خلط را بجنباند و بخارها برانگيزد و أبخرهء مذكور بر دماغ آيند و آدمى زود بيدار شود و هرچند قصد خواب كند ، در خواب نشود و از غنودن راحت نيابد . و اين هم نوعى است از سهر سباتى . و اين كيفيت ، خشك مزاجان را بيشتر افتد .
[ 126 ] بيان علامات رديه درين دو مرض : بر پشت افتاده ماندن ، خوردن آب و طعام فراموش كردن ، و هنگام نوشيدن آب نفس زدن به نهجى [ يعنى بهگونهاى ] كه قدرى آب در قصبهء شش درآيد و سرفه آرد و باقى كه در فضاى حلق مانده باشد از راه بينى برآيد و اين
هامش
( 1 ) . ترجمه : « [ وجه نامگذارى اين مرض آن است كه ] آن را به نام دو عرض لازم آن نام نهادهاند » . م .
( 2 ) . ترجمه : « او اسم ورمى دماغى است كه از بلغم و صفرا ايجاد مىشود » . م .