تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
و گشنيز تر و برگ كاهو و برگ اسبغول بچرانند و وقت شام شير او بدوشند و در ديگ سنگين يا گلى نيك بجوشانند ، پس از آتش فروگيرند و بر سر دو رطل شير تازه ، ثلث رطل سكنجبين صادق الحموضة يا آب غورهء انگور ريزند و به چوب تر درخت انجير كه پوست او كنده باشد و سرش كوفته بجنبانند تا ببندد ، پس در كرباس شسته اندازند و بياويزند تا آب صاف از آن بچكد ، پس پگاه اين آب را بجوشانند تا كف آورد و كف بر گيرند . پس چون كف منقطع شود ، صاف سازند و با سكنجبين يا بىسكنجبين بياشامند . بر قول « امين الدوله ابن تلميذ » ، صفتش آن است كه هر روز پنج رطل شير بز موصوف بگيرند تازه ، پس گرم كنند و يك درم پنير مايه در آن حل نمايند و بگذارند تا بسته شود ، پس ، از كارد ، خطوط كشند طولا و عرضا و دو ورم نمك اندرانى باريك ساخته بر آن پاشند ، پس چون بگدازد در كرباس آويزند تا آب از آن روان شود و پس در كتان يا زنبيل برگ خرما صاف سازند و يك رطل و نيم از آن بستانند و يك اوقيه بر آن سكنجبين اندازند و با آتش نرم بپزند و كفّ بگيرند تا كه آب فقط بىجبنيّت بماند پس صاف ساخته بنوشند . طريق نوشيدن آن است كه سه كرّت [ يعنى سه مرتبه ] بنوشند و هر مرتبه يك ساعت فاصله دهند و بعد [ از ] هر خوردن صد قدم بگردند . و بعضى گويند در يك نيم ساعت به سه كرّت [ يعنى سه قسمت ] كرده بنوشند . و بعضى تحريك به چوب انجير لازم نداند . بايد دانست كه اگر شير نر به هم نرسد ، شير گاو بدل آن است و از شير گاو ، ماء الجبن توان ساخت و از ديگر شيرها نيز ؛ ليكن بهتر [ از همه ] شير بز است ؛ « لأنّ لبن الماعز أكثر مائية و أوفر رطوبة و دهنيّة و هو المقصود . و التحريك بخشب التين يعين فى التليين » « 1 » . [ 90 ] چهارم ، آنكه رياح از اخلاط حاره متولد شوند در معده . و علامتش علامات اخلاط حاره است و ظهور خلش در معده و وجع در ناف و به خروج ريح خواه با انقلاب بود خواه با آروغ راحت يافتن . علاج : تنقيه معده كنند به مطبوخ هليلهء مذكور بىآنكه سقمونيا در وى آميزند .
هامش
( 1 ) . ترجمه : زيرا شير بز ، آب و رطوبت بيشترى نسبت به جبنيّت دارد و چربى آن بيشتر است و همين بخشى آبكى و چربى شير است كه در درمان با ماء الجبن مورد نظر است . همچنين بر هم زدن با چوب انجير ، تليين را مىفزايد » . م .