ذكر يافته پوشيده نيست .
علاج : هليلهء كابلى ، انيسون ، بيخ باديان ، بيخ كرفس ، تربد ، قنطوريون رقيق ، سنا ، حشيش و غافث ، هر هشت دوا بگيرند و آنچه كوفتنى است بكوبند و جمله را بجوشانند و صاف نمايند و مغز حبّ قرطم و شكر سرخ و روغن بيد انجير و صبر سقوطرى در اين طبيخ بيفزايند و حقنه كنند . و كذلك بهحسب احتياج در قىء و شرب مطبوخات مسهله كوشند .
پس از تنقيه ، تقويت دهند معده را به ايارجات و بهر تجويد هضم به كار برند اطريفلات و جوارشات حار « 1 » .
[ 88 ] دوّم ، آنكه رياح بارده متولد شود در معده از اخلاط بارده و علامتش علامات آن اخلاط است و باشد كه تهوع آيد لكن از فضول هيچ برنمىآيد ؛ زيرا كه مواد به سبب مستقر بودن در معده مستخرج نمىشود بالقذف [ يعنى با قىء ] . و باشد كه وجع تمددى عارض شود اما اين آنگاه باشد كه مقدار ريح [ به ] نسبت از فضاى جوف معده افزون بود .
علاج اين ، علاج اخلاط بارده است ؛ لكن از آنكه اخلاط ريحى است ، در منقّيات و مقويات رعايت اين واجب است كه چيزهاى بادشكن [ با آنها ] يار كنند .
[ 89 ] سوّم ، آنكه اخلاط حارهء مرّيّه [ يعنى از جنس مرّه ] جمع آيند و علامتش هيجان دوار است در شكم تهى و سكون آن در سيرى و ساير علامات صفراوى كه در معده گفته شود پيدا بودن .
علاج : سكنجبين و آب گرم بنوشند و قىء كنند و به طبيخ هليله « 2 » يا ماء الجبن با نقيع آلو و آب انارين كه با شحم وى افشرده باشند ، طبع را ملايم كنند .
صنعت ماء الجبن : بر قول « رازى » آن است كه بز سرخ جوان را كه صحيح باشد و چهل روز از زادن او گذشته باشد و بعيد العهد از زائيدن نيز نباشد او را روزى چند خيار
هامش
( 1 ) . در امراض معده ، فصلى به نام ضعف هضم و سوء هضم باز شده كه اين ادويه در آنجا مذكور است . م .
( 2 ) . صنعت طبيخ هليله : هليلهء زرد ، آلو ، نيشوق ، سپستان ، تمر هندى و تخم كاسنى ، همه را جوش سازند و صاف نمايند و ترنجبين آميخته دهند . و اگر سقمونيا بهر تقويت مطبوخ [ به عنوان ] سردارو [ اضافه ] سازند ، بهتر عمل كند و سردارو ، آن است كه چيزى بالاى مطبوخ يا نقوع يا جلّاب بياميزند و بنوشند .