نظر مصنف - ره - درباره اصالت وجود يا اصالت ماهيت
وى ميان ماهيت و وجود خاص بالغير او كه ما به التحقق ماهيت است قائل به لزوم تام متكافئ است ، يعنى قائل است به اينكه ماهيت و وجود خاص بالغير او به حيثيتى است كه مفهوم ماهيت ذهنى مشار اليه ذهنى نمىشود مگر به شرط وجود ذهنى و وجود ذهنى هم مشار اليه در ذهن نمىشود مگر به شرط ماهيت ذهنى . و همچنين است در خارج . از اين مطلب نتيجه مىگيرد كه محال است ماهيت و وجود يكى حقيقى و ديگرى اعتبارى و يا هر دو « اصيلى » يا هر دو اعتبارى باشند ، بلكه بايد تضمنى باشند ، يعنى اجزاى امر ثالثى كه آن امر حقيقى و اصيل است .
وى قائل است كه فرق ميان ماهيت و وجود در اين تلازم آن است كه وجود فى الحقيقه همان شيئيت اصيل ماهيت در خارج است و ماهيت شرط شيئيت وجود در خارج است نه عين شيئيت اصيلى يا تضمنى وجود ، از آن جهت كه ماهيت را بما هو جزء للكل ، شئ تضمنى مىداند و بما هو مجعول و موجود ، شىء تام اصيلى . و جعل و وجود خاص را بما هو جزء للكل شىء تضمنى و بما هو كمال للماهية و ما به الكمال ، ما به الاصليّية ماهيت مىداند نه شىء اصيلى .
مصنف ، مصداق و منشأ انتزاع مفهوم وجود و كون ماهيت را با منشأ انتزاع مفهوم جعل ماهيت به جاعل ، در نظر اوليه متغاير و متباين ، اما با دقت نظر كالمترادفين مىداند .
وى ماهيت هر چيزى را در خارج عبارت از منشائيت انتزاع ماهويت آن شىء مىداند تضمنا ، و وجود آن را در خارج عبارت از منشائيت انتزاع مفهوم كون و وجود خاص آن مىداند تضمنا كه فى الحقيقه ما به الموجودية او ما به الفعلية مبدأ اثر بودن ماهيت در خارج است . و از عبارت وى چنين برمىآيد كه به عقيده او نيز ماهيت من حيث هى هى در واقع منشأ آثارى نيست مگر آنكه معروض وجود واقع شود .
جعل
نظر وى درباره جعل اين است كه جعل جاعل به ماهيت تعلق مىگيرد ، لكن اين جعل