تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣

باب ششم در بيان حقيقت نبوّت و امامت و حج الهى و أشرف آنها نايب پروردگار و خليفهء ربّ العالمين . و اين مشتمل بر هفت فصل است

فصل اوّل در بيان شرح اسم نبى و رسول و امام - عليهم السلام - و كيفيت نزول ملك و إلقاء وحى الهى به سوى نبى و امام به طريقهء حكمت خاصهء افلاطون و ارسطاطاليس

آنچه از كلام آنها مستنبط مىشود اين است كه نبى عبارت از نفس ناطقهء انسانى است كه متنزه از اخلاق ذميمه و متحلّى به اخلاق حميده باشد و مع ذلك محدّث و متمثل له باشد ، يعنى متمثل شود ملك از براى او به بدن مثالى « 1 » ، و او بشنود آواز ملك را و ببيند [ بدن ] مثالى او را ، به سمع و بصر مثالى خود به حيثيتى كه سرايت و حكايت كند سمع و بصر مثالى او به آلت متخيله و حس مشتركه « 2 » و حاسه سمعيه و بصريهء عنصريهء او « 3 » و از اين جهت عالم باشد به جميع علوم حقهء نافعه ، يا به اكثر آنها [ عالم ] باشد خصوصا به علومى كه متعلق به اعمالى باشد كه به استعمال آنها ساير نفوس ناطقه مستوجب ثواب و نجات ، و به ترك و اهمال آنها مستوجب عقاب و هلاك باشد ، نه از جهت تعلّم به قوهء فكريه . و مع ذلك متصرف باشد در عالم كون و فساد به حيثيتى كه ظاهر شود از او آيات و
هامش
( 1 ) . ( م ) : + و او از مثالى خود . ( به نظر مىرسد كه اينجا عبارتى از قلم افتاده باشد . ) ( 2 ) . ( م ) : مشتركيه . ( 3 ) . ( م ) : + را .