تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
باشد و بدن مثالى داشته باشد كه به نحو أعلا و أشرف [ قادر ] بر فعل و تأثير [ باشد ] و إلّا تعطيل لازم آيد اگر بدن نداشته باشد اصلا . و انقلاب طبيعت لازم آيد اگر بىبدن كار تواند كرد ، و اين هر دو محال است ، چنان‌كه گفتيم . و تناسخ نامناسب لازم آيد ، اگر به بدن عنصرى ديگر متعلق شود متعاقبا و متسلسلا ، و اين نيز محال است ، چنان‌كه در تلو اين فصل خواهيم گفت - إن شاء اللّه . اما بيان محال سيوم اينكه طبيعت ماهيات ممكنه در قبول وجود از جاعل بر دو قسم است : يكى آن است كه قبول وجود نتواند كرد از جاعل مگر به شرط إعداد حركة ما ، أعم از اينكه آن حركت نفسانى باشد چون حركت فكريهء نفس از مقدمه‌اى به مقدمه‌اى « 1 » و حدوث نتيجه ، و ارادهء حادثه مثلا ؛ يا جسمانى باشد چون حركت جرم افلاك و كواكب و حدوث امر سماوى مثلا وضع و شكل تسديسى و تربيعى و تثليثى و مانند آنها ، و حدوث امر عنصرى مثلا مواليد ثلاثه و حركت جرم عنصرى طبيعى و صناعى « 2 » مثلا از براى حدوث غرض و غايت از آن حركت و أعم از اينكه آن حركت بىواسطه شرط حدوث چيزى باشد چون حركت جرم سماوى قياس به حدوث اشكال و اوضاع تسديسى و تربيعى كواكب و قرانات آنها ، يا به واسطه چون حركت سماوى قياس به حدوث امور طبيعى عنصرى مثلا مواليد ثلاثه به توسط اشكال و اوضاع كواكب ، يا قياس به حدوث امر صناعى مثلا حدوث بيت به توسط حركت حادثهء جوارح بنّا كه منوط است به ارادهء حادثه كه منوط است به تفكر او ، و تفكر او منوط است به اوضاع و اشكال كواكب مدبّرهء او به حسب زايجهء طالع مولود او . دويم آن است كه قبول وجود تواند كرد بىشرط إعداد حركة ما ، اعم از اينكه جوهر باشد چون اجرام سماوى و عنصرى ، يا اعراض قارّ باشد چون اشكال كروى سماوى ، يا غير قارّ باشد چون حركت دورى سماوى و مقدار غير قارّ او كه زمان عبارت از اوست . و چون اين دانسته شد ، گوييم : در اواخر مبحث علل ثابت خواهيم كرد - إن شاء اللّه - كه هر ماهيتى كه در وجود و تشخص محتاج به علت موجدهء خاص باشد به شرط حركت
هامش
( 1 ) . ( م ) : مقدمه به مقدمه . ( 2 ) . ( م ) : صنا .