كردهاند ، و يا موجود خارجى است ، چنانكه شيخ و يحيى بن عدى و اكثر محققين بر آن رفتهاند ، محل بحث و تفتيش مىداند و به بررسى آن مىپردازد .
عدم مساوقت وحدت و وجود
على قلى خان - ره - مصداق مفهوم وجود را غير مصداق مفهوم واحد و كثير مىداند و چنين دليل مىآورد : اگر عين واحد و كثير باشد ، لازم آيد كه موجود در خارج يا واحد باشد فقط ، و يا فقط كثير باشد ، از آن جهت كه واحد و كثير متقابلانند ؛ حال آنكه بعضى از موجودات واحد و بعضى كثيرند .
وى براى كثير دو معنى ذكر مىكند : 1 . حقيقى ؛ 2 . اضافى . همچنين براى واحد دو معنى است : 1 . ايجابى ، و آن موجودى است كه مقابل كثير حقيقى باشد . 2 - به معنى سلبى و آن عبارت از موجودى است كه غيرى با او نباشد . واحد به معنى اول ، معروض وحدت مقابل كثرت و صفتى ايجابى است . واحد به معنى دوم ، معروض ليس معه غير و صفتى سلبى است .
از جمله مباحثى كه وى به آن پرداخته ، شرح اسم تناهى و لا يتناهى ، متناهى و غير متناهى است و آن را از عوارض ذاتيهء كم بما هو كم و عروض آن را بر غير مقوله كم ، بالعرض مىداند . وى همچنين كم منفصل را به قار و غير قار تقسيم مىكند و احكام و مثالهايى براى آنها بيان مىكند . وى وجود كم متصل قار غير متناهى دفعى الوجود و نيز كم منفصل قار غير متناهى الوجود و كم منفصل قار غير متناهى تدريجى الوجود را مورد بحث و بررسى قرار مىدهد و با ارائه براهينى به ابطال آنها مىپردازد و بر اثبات كم متصل غير قار غير متناهى الطرفين ، يعنى زمان ، اقامه برهان مىكند .
قوهء مصوّره
مصنف در بيان قوه مصوره مىگويد : نفس بما هى نفس جز از طريق بدن و به توسط آن نمىتواند فعل و تأثيرى داشته باشد و به همين جهت محال است كه بدن خود را ايجاد