چون استكمال مادهء أولى به ثانيه و رابع و خامس و . . . ، شرط 11 را مفقود مىداند . و نيز در تغيّر نفس ناطقه به عنوان استكمال و صور علميه همين شرط مفقود است . تغيّر در متى شرط هشتم را فاقد است . در تغير در وضع و اضافه و جده ، شرط 10 و 12 مفقود است . شرط 9 را نيز در تغير أن يفعل و أن ينفعل مفقود مىداند .
چنانكه گفته شد ، بنا بر توافق وى با ارسطو ، حركت را منحصر در سه مقوله كم ، كيف و أين مىداند و با قول به حركت جوهرى بنا بر شروطى كه قرار داده سخت مخالف است .
حركت كمى را بر دو قسم ذكر مىكند : 1 - نمو و باليدن به سبب تغذيه يا تخلخل در جهات ثلاث ، كه آن را حركت نموى و تخلخلى گويند . 2 - حركت به عنوان ذبول و اضمحلال يا به عنوان تكاثف در جهات ثلاث كه آن را حركت ذبولى و تكاثفى خوانند .
هرگونه حركت در كيف را حركت « استحاليه » ، و حركت أينى را حركت أينى و نقلى گويند . حركت أينى يا مكانى بر دو قسم است : 1 - حركت مكانى مستقيم ؛ 2 - حركت مستديرى .
حركت قيامى و قعودى و مانند آنها را از توابع حركت أينى مستقيمى مىداند . بنابراين كه اگر مراد از حركت قيامى و قعودى ، حركت وضعى باشد ، وى اين حركت را نوع مستقل ديگرى از حركت نمىداند .
وى چند تقسيم ديگر در حركت بيان مىكند كه عبارتند از :
1 . تقسيم حركت به : بالذات و بالعرض . 2 - تقسيم حركت شعورى به : ارادى و اختيارى ، و به وجدى و اضطرارى . 3 - تقسيم حركت طبيعى به : حركت از مركز به سوى محيط ، و ديگرى از محيط به سوى مركز . وى همچنين به حركت توسطيه و قطعيه و بحث پيرامون آنها مىپردازد .
مصنف براى فلك حركت مستديرى بالذات را اثبات مىكند و اين حركت مستديرى بالذات را حركت نفسانى و جدى و اضطرارى مىداند نه نفسانى ارادى و اختيارى .
احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: عليقلى ابن قرچغاى خان
ص٦٦