تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧

زمان

برابر قول مصنف ، زمان مقدار متصل حركت قطعى فلك متحرك به حركت يومى است و مؤيد آن را آيهء كريمه :
« وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ »
ذكر مىكند . سپس مىگويد : اگر كسى حركت قطعى را در خارج نفس انسانى در خيال فلكى اثبات نكند ، محال است حقيقت زمان را كما هو حقّه دريابد . و بالجمله زمان موجود بديهى در واقع و نفس الأمر را عبارت مىداند از مقدار حركت فلك محيط ، يعنى مقدار كونهاى مارّ جزء ممتد محدود فرضى فلك متحرك به حركت يومى بر هر جزء ممتد محدود فرضى بعد و مسافت دورى كه منطبق است با هر جزء فرضى ممتد محدود بعد و مسافت دورى كه راسم محل و معروض مقدار متصل غير قار ما بين مبدأ حركت و منتهايى است كه مؤلف از رسومات كونهاى مارّ جزء فرضى ممتد و محدود فلك متحرك يومى باشد در هر جزء فرضى ممتد محدود مسافت .

عدد

مصنف وجود مطلق كثرت و عدد را كه عبارت از موجود متجزى الذات و منفصل الذات است كه چه ذهنى باشد و چه خارجى ، بيّن بنفسه مىداند و چنين استدلال مىكند كه بر هر عقل فطرى ، ظاهر و بيّن است كه در واقع و نفس الأمر ، امرى هست كه متجزى الذات و منفصل الذات است و به حيثيتى است كه به جزء آن كلّ آن را بالذات توان شمرد و غير آن را بالعرض آن توان شمرد . به آن جزء كه ما به العدّ ساير اجزاى آن است عاد گويند . ساير اجزاى شمرده به آن جزء را معدود و شمرده شده گويند . فاعل تعداد را شمارنده گويند . مصنف اسم كثرت و عدد را مترادفان مىداند ، چون حقيقت آنها يكى است و حقيقت هر دو اين است كه متجزى الذات و منفصل الذاتند ، به حيثيتى كه اجزاى او محدود به حدود مشترك نيستند . سپس وى اين مطلب را كه آيا عدد ، اين موجود منفصل الذات ، موجود ذهنى است فقط ، چنان‌كه ابن الرشد و بعضى از محققين گمان