العالية ثمّ الروحانية السماوية و الأجرام السماوية ثمّ ما بعد ذلك تمثّلا لا يمايز الذات » . « 1 »
قال المحقق الطوسى رحمه اللّه : « أى « 2 » على وجه لا يكون بين ذات العاقل « 3 » و بين ما يتمثّل « 4 » فيه تمايز « 5 » بل يصيرا عقلا مستفادا على الإطلاق » . « 6 »
و من مىگويم كه : صورت علمى كه عرض شبحى است در ذات عالم كه جوهر ساذج است ، محال است كه چنان متحد شوند كه در نزد عقل ممتاز نباشند ، بلكه أولى اين است كه نهايت ترقيات عقل هيولانى اين است كه به حيثيتى متحد به صور عقليه شود كه به حسب آن صور عقليه مثل مفيض آن صورت كه عقل فعال يا نفس كل است بوده ، متشاكلان و متماثلان و كأنّه عين هم باشند ، و اين [ را ] عقل مستفاد گويند به اصطلاح متأخرين . اما به مسلك محققين حكماى متقدمين اين است كه نفس ناطقه مصوّر به صور عقليه به نحوى واله و شاخص به مفيض آن صور عقليه شود كه به هيچ وجه شاعر به ذات خود و به صور عقليه خود نبوده همين شاعر به مفيض آن صور باشد فقط . و در اين مرتبه ذات آن نفس ناطقه به منزلهء نفس ساذج ، و صور عقليهء مفيض بهمنزله صورت عقليهء او شده به نحوى متحد گردند كه به منزلهء نفس ساذج با صورت عقليهء خود متحد مىشوند ، و اين [ را ] عقل مستفاد گويند به اصطلاح متقدمين . و به اين اعتبار گويند كه عاقل با معقول خارج از ذات خود متحد است ، چنانكه ذات نفس با صور عقليهء مرتسمه متحد است ، چنانكه از كلام اسكندر در رساله عقل ظاهر است . و مؤيد اين است آن حديث قدسى مشهور : « لا يزال العبد يتقرب إلىّ بالنوافل حتى أحبّه فإذا « 7 » أحببته كنت بصره الذى به يبصر و سمعه الذى به يسمع . . . » « 8 » إلى آخره .
و در شرافت و خسّت لذات حسى و وهمى و عقلى قياس به يكديگر گويد : « و أنتم
هامش
( 1 ) . نمط 8 ، ص 345 .
( 2 ) . ( شرح اشارات ) : - .
( 3 ) . ( همان ) : العقل .
( 4 ) . ( همان ) : تمثل .
( 5 ) . ( م ) : يمايز .
( 6 ) . شرح اشارات ، ص 347 .
( 7 ) . ( م ) : - أحبّه فإذا .
( 8 ) . اين حديث كه به حديث قرب النوافل مشهور است در كتب مختلف ، گاه با تقدم و تأخر بعضى الفاظ و يا تفاوت در عبارت اما با همين مضمون نقل شده است . براى نمونه ر . ك . به كافى ، ج 4 ، كتاب الايمان و الكفر ، باب من أذى المسلمين و احتقرهم ، حديث 7 و 8 ، صص 53 و 54 .