تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
صورت كليه نسبت محموليت ذاتى دارد يا نه ، مثلا خواهد بداند كه حدوث كلّى براى شجر كلّى نسبت محموليت ذاتى دارد يا نه ، متوجه مىشود به صندوق ذات خود كه محل جميع صور كليه و جزئيه است به شرط آلت متخيله و مىجويد صورت كلّىاى « 1 » را كه نسبت محموليت ذاتى داشته باشد قياس به شجر بديهتا ، و نسبت موضوعيت داشته باشد قياس به حدوث بديهتا . پس هريك از صور كليهء مخزونه را مشاهده مىكند و ملاحظه مىكند نسبت او را به شجر و حدوث ، پس اگر چنين صورتى كه مثلا تغيّر است بيابد ، عالم مىشود از مبادى عاليه به اينكه هر شجر متغيّر است بالذات بديهتا ، و هر متغير حادث است بالذات بديهتا ، پس هر شجر حادث است بالذات نظريا . و اين علم جديد نظرى را نيز حفظ مىكند به آلت حافظه . و اگر چنين صورتى نيابد ، در بقعهء امكان مىگذارد تا ثابت شود نفيش يا اثباتش . و به اين اعتبار اين آلت را مفكّره خوانيم . و همچنين گاهى با صور و معانى جزئيه و كليه كه در ذات نفس مخزون است ملاعبه مىكند ، يعنى گاهى آنچه از صور حقّه و واقعيهء مجرد از ماده مرتسم شده باشد به علم حصولى از واهب الصور ، نفس مثل آنها را به فرض و تقدير و اختراع محض افاضه مىكند ، يعنى متوجه مىشود به صور حقهء اصليه و مثل « 2 » او را موجود مىسازد در ذهن خود به وجود دروغى و غير واقعى . و گاهى تركيب مىكند آنها را به تركيب نامناسب به محض فرض و تقدير باطل ، چنان‌كه حيوانى فرض مىكند كه نصف او گاو باشد و نصف او گوسفند ، و مشاهده مىكند اين هيأت تركيبى [ را ] در ذات خود و حفظ مىكند آنها را به آلت حافظه ، اگر اعتنا به آنها داشته باشد . و به اين اعتبار اين آلت را لعّابه و سحّاره و كذّابه خوانيم ، چنان‌كه به تفصيلتر از اين در مبحث حقيقت رؤياى « 3 » روحى بيان خواهيم كرد - إن شاء اللّه - و به همين افعال اين « 4 » آلت ظاهر مىشود كه اين آلت غير آلات باطنهء ديگر و أشرف و أعلا از آنهاست . قانون - و از اين جمله دانسته مىشود كه هر چيزى كه مدرك باشد به آلات خمسه
هامش
( 1 ) . ( م ) : كلى . ( 2 ) . ( م ) : ميل . ( 3 ) . ( م ) : رويا . ( 4 ) . ( م ) : + اين .
احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 642 | عليقلى ابن قرچغاى خان