صور از واهب الصور ، غير ميل و شوق اوست به حفظ آن صور . پس در اين مثال مذكور بايد كه نفس ، اول مايل و مشتاق و متوجه شده باشد به محسوسات صوريهء اين سيب ، يعنى به ملاست و لون و بوى او به توسط آلت متخيله كه فى الحقيقه آلت شعور به أنا نفس [ و ] منبع توجه نفس به محسوسات صوريه و معنويهء خارجيه و مجمع حصول محسوسات صوريه و معنويه است ، و به توسط آلت حس مشترك صوريه و به توسط آلت باصره و شامه و لامسه و بعد از آن مايل و مشتاق و متوجه شده باشد به معانى جزئيهء مذكوره او به توسط آلت متخيله و به توسط آلت واهمه ، و از اين جهت مستعد شده باشد نفس و آلات نفس از براى حصول شبح صوريه و معنويه آنها به شرط حضور ماده و موضوع آنها . و چون صور جزئيهء اين سيب حاصل شده باشد در آلات مدركهء نفس و به توسط آنها در نفس به شرط حضور ماده ، در اين وقت نفس ، عالم و مدرك مىشود به اينكه مدرك اين محسوسات است تبعا و اضطرارا به علم و ادراك تبعى ضرورى و ( 4 ) اضطرارى كه كأنّه كالطبيعى است و مايل و مشتاق مىشود كه حفظ كند اصل آن صور را از براى خود به آلت حافظه نه حضور ماده و موضوع خارجى او را ، چه حضور عين ماده و موضوع خارجى در نفس حاصل نمىشود تا نفس او را نيز حفظ كند . و بر اين قياس كن ادراك معانى جزئيهء اين سيب را و حفظ آنها را به آلت حافظه .
و چون اين دانسته شد حالا بايد تفحص كنيم و ببينيم كه صور و معانى جزئيه هم در ذات نفس و هم در آلات نفس مخزون و محفوظ است جميعا ، يا همين در ذات نفس مخزون است فقط ؟ و اگر در هر دو مخزون است ، نفس در وقت ملاحظهء آنها ، به علم حضورى بالذات متوجه و لاحظ به صور مخزونه در ذات خود است يا به صور مخزونه در آلت خود ؟ و اگر متوجه به صور مخزونه در ذات خود است ، به نفس ذات خود متوجه است يا به شرط آلت ؟ و اگر به شرط آلت متوجه است ، آلت توجه كدام است ؟ و اگر در آلت نفس مخزون است ، آلت خازنهء صور جزئيه و معانى جزئيه يكى است ، يا آلت خازنهء صور على حده و آلت خازنهء معانى على حده است ؟
اما دليل بر اينكه اين صور و معانى در ذات نفس مخزون است فقط نه در نفس و آلت
احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 638
مساهمون: عليقلى ابن قرچغاى خان
ص٦٣٨