تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
به شرط آلت ، يعنى به روح غريزى دماغى و به شرط توجه به متوجه إليه . و عالم و شاعر « 1 » به صور علميه و خلقيهء حادثه در ذات خود و بالجمله به متوجه إليه نتواند شد مگر بر سبيل تعاقب . و بعد از قطع تعلق از بدن به همهء آن صور عالم است به علم حضورى دفعتا نه متعاقبا . و دانسته شد كه ميل و توجه نفس به متوجه إليه علت فاعلى استعداد صورت حاصله و سبب حصول صورت حادثه است در ذات نفس و در آلت نفس از واهب الصور . و چون اين دانسته شد گوييم : فعل اول او كه تصوير اعضاست ، آلت او را روح و قوهء مصوره و مخلقه خوانيم ، و فعل دويم او كه تغذيه و تنميه است آلت او را روح و قوهء نباتى خوانيم ، و فعل سيوم او كه فعل حيوانى ، يعنى احياى بدن است ، آلت او را روح حيوانى خوانيم . و فعل حيوانى بر دو قسم است : يكى فعل ظاهرى ، دويم فعل باطنى . و ظاهرى بر دو قسم است : يكى فعل ادراكى حصولى چون توجه نفس به محسوسات خمس « 2 » كه سبب ادراك و حصول صور محسوسات خمس است در ذات نفس ، و آلت او را روح حساسى خوانيم . و اين پنج قسم است : يكى روح و قوهء بينايى فقط ، دويم روح و قوهء شنوايى فقط ، سيوم روح و قوهء بويايى فقط ، چهارم روح و قوهء ذائقى فقط ، پنجم روح و قوهء لامسى فقط . دويم ، فعل تحريكى ، و آلت او را روح تحريكى خوانيم . و فعل باطنى او چهار قسم است : يكى احساس جميع محسوسات خمس بسيطا بسيطا ، و آلت او را روح منور به قواى حس مشترك خوانيم ، از آن جهت كه مجمع جميع حواس خمس است كه حاصل شده است در او بسيطا بسيطا « 3 » و مدرك و مجمع صور جزئيه محسوسات خمس است كذلك به علم حصولى فقط ، و اين در تجويف مقدم دماغ است . دويم فعل احساسى موهومات فقط بسيطا بسيطا ، و آلت او را روح منور به قوهء وهميه خوانيم و نفس به توسط او همين مدرك معانى جزئيه است فقط به علم حصولى فقط ، و اين در تجويف يلى مقدم دماغ است . سيوم احساس صور و معانى جزئيه جميعا به عنوان حصولى و لا حظ به آنها به علم حضورى و مشهورى و متصرف در
هامش
( 1 ) . ( م ) : + و . ( 2 ) . ( م ) : خمسه . ( 3 ) . ( م ) : او .