تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياى حكمت ( مشتمل بر طبيعيات ) ( فارسى ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
صور جميلهء افكار و اقوال و اعمال حسنه و تصوير صورت قبيحهء افكار و اقوال و اعمال سيئه باشد در نفس مثالى و عينى آنها دفعتا . و صعود آنها عبارت از علم اسرافيل باشد به تصوير آنها در لوح مثالى و عينى كه كأنّه عرض كردن آن قواست آن صور را به ذو القوى . و مقابلهء آنها عبارت از موافق بودن صور و معانى جزئيهء تصويريه باشد با صور و معانى جزئيه كه هر صباح و مساء حادث مىشود در لوح خيال إسرافيل - عليه السلام . شك و إزاله - اگر گويى شك نيست كه صور و معانى جزئيه به محض اختلال مزاج آلت خيال محو و منسى محض مىگردد از نفس و از آلت خيال « 1 » جميعا ، و هرچه چنين باشد البته بايد كه علت شرطيه باشد نه علت معديه فقط ؛ و شك نيست كه صور و معانى جزئيه اگر در نفس مثالى نيز حادث شود از راه ظاهر ، البته بايد كه به توسط صور جزئيهء مرتسمه در نفس حسى و عينى باشد ؛ و چون حال چنين باشد ، پس البته بايد كه به فقد آلت خيال عنصرى صور جزئيه محو و منسى باشد در نفس حسى و عينى ، و به فقد آنها محو و منسى باشد در نفس مثالى جميعا ؛ و از اين همان محذور لازم آيد كه گفته شد ؛ گوييم : پيشتر ثابت شد كه ميل و شوق نفس از براى ادراك و حصول صورت محسوس به آلت حس مشترك غير ميل و شوق نفس است از براى حفظ آن در « 2 » آلت حافظه . و چون حال چنين باشد گوييم تواند بود كه ميل و شوق نفس عينى از براى حفظ صور جزئيهء مرتسمه در نفس حسى و عينى او به آلت حافظهء عينى و عنصرى كاين و فاسد باشد . و ميل و شوق نفس مثالى از براى حفظ صور جزئيهء مرتسمه در نفس مثالى به بدن مثالى مبدع و ثابت باشد . و چون چنين باشد ، پس ما دامى كه در ذات نفس مثالى ميل و شوق حفظ آن صور به بدن مثالى رسوخ داشته باشد ، آن صور در او محفوظ خواهد بود اضطرارا . و چون به تدريج آن ميل و شوق زايل شود آن صور نيز زايل خواهد شد و همان صور مرتسمهء اصلى و ذاتى كه پيشتر داشت ثابت خواهد بود ، فاندفع الشك بعون اللّه .
هامش
( 1 ) . ( م ) : + خيال . ( 2 ) . ( م ) : ادر .